«هراس از مرگ» اصلی‌ترین عامل پذیرش دنیایی دیگر!

به نظر می‌رسد آن‌چه انسان را به سوی پذیرش بهشت و جهنم برده است، مواجه شدن با مرگ و میل به حیات بوده است

اگر در تصویر فوق منظره واقعیت را بنگریم، شاید چندان نیاز به تفسیر نداشته باشد که چگونه احتمال زندگی در بهشت می‌تواند باعث پذیرفته شدن نظریه‌ی وجود جهانی دیگر با سیستم مجازات و پاداش بشود. آیا رویارویی با چنین واقعیتی آسان است؟

Advertisements

یک فکر در “«هراس از مرگ» اصلی‌ترین عامل پذیرش دنیایی دیگر!”

  1. همه ما در خوابی سنگین هستیم ما بوسیله یک سیستم بسیار پیشرفته کنترل میشویم همه ما تصاویری فوق العاده باور پذیر میبینیم تمام اطلاعات روزانه ما در شب هنگامی که خواب هستین مورد باز بینی و تفتیش قرار میگید و با دمیدن صبح ما آماده انجام کار های محوله هستیم هیچ بهشت یا جهنمی وجود ندارد ما جزو سیستم هستیم ما باید بوجود بیاییم تا کلیت این نظمی که منظومه شمسی است پایدار کنیم ما باید اعمالی که به ما سپرده شده را طبق برنامه و دستور انجام دهیم ولی انسانیت و خوب بودن در این سستم حرف اول را میزند و باشد که جزو این گروه انسان ها باشیم

  2. کتب دینی از زبان تمثیل بهره برده اند.این سادلوحانه است که بپنداریم در جهنم سوزانده خواهیم شد یا در بهشت به وصال حوریان خواهیم رسید.اینها نمادی مادی هستند برای فهم انسانهای مادی که تصوری از غیر مادی ندارند.این زبان زبان سمبلیک است .چیزی می گویی چیز دیگری منظور داری.ما انسانها هم از زبان سمبلیک استفاده می کنیم.مثلآ وقتی می گویم انگار از آسمان آتش می بارد منظور اینست که هوا بسیار گرم است.هیچ نادانی رو به سوی آسمان نمی کند تا آتش را ببیند.معلمی هم که می خواهد مطلبی را به دانش آموزانش تفهیم کند از مثالی بهره می جوید که برای شاگردان ملموس تر باشد.
    بودا می گوید»من با انگشتم ماه را نشان می دهم شما به جای اینکه ماه را ببینید نوک انگشت مرا نگاه می کنید.»کسی که فکر کند بهشت و جهنم همین صورت ظاهری گفته شده است در تمثیل گیر کرده است.باید از مثال عبور کرد.مثال برای بهتر فهمیدن است.

  3. جناب صادق عزیز.. معلم ممکن است برای توضیح شیمی از مدلی استفاده کند که فقط برای کمک به فهم دانش آموز است.. و یا از مدل دی ان اِی برای توضیح ساختار این ماده که در هسته ی سلولهای موجودات زنده بر روی زمین است! اما تفاوت این مدل های علمی برای فهم بهتر علم با داستانهای دینی بسیار واضح است.. شما میتوانید به عنوان دانش آموز در مدلهایی که ارایه شده شک کنید و به دنبال آن تحقیق کنید و با آزمایشات و مستندات یا به صحت آن برسید یا آنرا ارتقا دهید یا به کل مدلی جدید ارایه دهید که باز هم دیگران هم میتوانند به آن شک کنند و این روند پیشرفت علم است! فکر میکنم شما در مورد ورژن دینی این مطلب استاد باشید! آیا این داستانها با یک مدل علمی قابل مقایسه است؟ ایا تا کنون نشانی قابل آزمایش و بررسی در آن داستانها یافته اید؟ اینکه فطرت بنده و شما خدا جو هست و اینکه خدا کاری بیهوده نمیکند و اینکه قصاوتی باید در کار باشد که خدا بی عدالت نشود قبول.. اما ما که آنقدر به فطرت و حس هایمان ایمان داریم چرا سراب (خطای دید) و گردش زمین به دور خود و خورشید (که ما حس نمیکنیم) و غیره این حس ها و فطرت ما درست جواب نمیدهند؟؟ پس بیایید تا وقتی از طریقی عیر از حس و فطرت چیزی نمایان نشده در مورد بودن یا نیودن اش همدیگر را نکشیم چرا که این حس و فطرت در مسایلی بسیار پیش پا افتاده تر مثل سراب نا کارآمدی خودش را ثابت کرده!

    انقراض انسان به دست نادانی نزدیک است. به امید آنروز

  4. جناب سین ِ آخر
    معلم مدل میدهد یا مثال می زتد تا اصل مطلب تفهیم شود.دانش آموز اگر شک کند به اصل مطلب شک می کند نه به مثال ارائه شده و نیز می تواند در پی شکش تحقیق کند و همانطور که شما اشاره کرده اید این روند پیشرفت علم است.
    خوب چه کسی گفته که ما نمی توانیم در امور دینی شک کنیم . اساسآ این تکلیف است بر کسی که نمی خواهد گوسفند وار یک مقلد باشد.مولانا می فرماید:
    بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
    برد این کو کو مرا در کوی تو
    جست و جویی در دلم انداختی
    تا ز جست و جو روم در جوی تو
    در مورد اینکه گفته ایید:پس بیایید تا وقتی از طریقی غیر از حس و فطرت چیزی نمایان نشده در مورد بودن یا نیودن اش همدیگر را نکشیم» متوجه نمی شوم.مگر قرار است کسی کسی را بکشد.اگر منظورتان رفتار غیر عقلانی و متعصبانه گروهی دگم به ظاهر دیندار است لطفآ آن تعمیم ندهید.
    آری ما نمی توانیم و نیز عقلانی نیست که به حسمان اتکا محض کنیم اما کیست که اطمینان دهد علم این قابلیت را داراست.همانطور که علم در خیلی از موارد راهگشای ما بوده است حس نیز بوده است.
    به امید انقراض نادانی.

  5. این چه حرفیست که در عالم والاست بهشت هر کجا وقت خوش اوفتد همانجاست بهشت دوزخ از تیرگی بخت درون توست گر درون تیره وتار نباشد همه دنیاست بهشت..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s