این روزها بیشتر مراقب خودتان باشید چون ممکن است به شما تجاوز شود!

در ماه گذشته چندین خبر تاسف بار تجاوز و آزار و اذیت جنسی از رسانه‌ها پخش شد. من در هفته اخیر هم یک خبر تجاوز جنسی به دختری در خیابان‌های تهران را از دوستان شنیده‌ام که با ضرب و جرح هم همراه بوده است. این خبر را از زبان کسی که خود از زبان قربانی شنیده‌ است شنیده‌ام. متاسفانه این افراد نمی‌توانند به جایی شکایت ببرند یا دردشان را با کسی بازگو کنند. من به حکم وظیفه تنها این چند خط را نوشتم. نمی‌دانم چطور باید این موضوع پیگیری شود یا اصلا آیا یک عمل سازماندهی شده است یا نه. اما به نظر می‌رسد گروهی با هدفی خاص این جریان را دنبال می‌کنند. پس از اخبار تجاوز در آن باغ خمینی شهر و تجاوز به دختر معلول و اخبار مشابه، من با شنیدن این درد دل‌های دوستان به سازمان یافته بودنش مشکوک شدم.

اگر جریان یا جریان هایی پشت این تجاوزها باشد، این جریان به هرکجا که وصل است و هر منبعی که دارد، یک جریان پلید است. ولی از آن مهم‌تر این است که بهتر است این مورد جدی گرفته شود. خواهش من این است که اگر از جایی رد شدید و سروصدایی شنیدید بی‌تفاوت نباشید. ممکن است بتوانید کسی را از رنج ابدی نجات دهید. خواهش دیگر این که مراقب خودتان باشید! این یک شرمندگی بزرگ برای امام زمان و مملکتش که باید به مردم گفت در کوچه و خیابان که راه می‌روید مواظب باشید به شما تجاوز نشود!

Advertisements

2 دیدگاه برای «این روزها بیشتر مراقب خودتان باشید چون ممکن است به شما تجاوز شود!»

  1. …..لــطـفـا بـخـوانید …….خطاب به برخی از دوستـان
    فراموشی میرحسین و کروبی تخریب چهره خاتمی به جای انتقاد ،
    دوستان عزیز چرا به جای انتقاد بـه خـاتمی او را تخریـب می کنیـم و چرا باتخریب او به کـودتـاگـران و مجاهدین کمک و دل آنها را شاد و دل خودمان را سرد می کنیم در حال حاضر هم که میرحسین و کروبی فراموش شدند (( اتحاد رمز پیروزی))
    متاسفانه برخی دوستان احساسی برخورد می کنند و سیاست مثل فوتبال یا همچین چیزی می بینند
    این دوستانی که از 18 تیر 78 کینه به دل دارند خبر ندارند اون سالها چه قدر راحت آدم می کشتند ولی نه دوربین موبایلی بود نه رسانه ای بود
    خاتمی در کنار ما ایستاد و بارها صحبت از انتخاب آزاد کرد ،(( کسانی که چهره خاتمی را خراب می کنند یا از ما نیستند یا دوستانی هستند که احساسی به سیاست نگاه می کنند و نمی دانند با تــخـریـب خـاتـمی چه قدر دل کودتــاگــران و مجاهدیــن را شاد و چخ کمک بزرگی به آنها می کنند بهتره انتـقاد کنیم اما تخریب نکنیم ))

  2. یک روز مرد محترم شیک پوشی کنار خیابان ایستاده بود زن زیبایی هم آنطرف خیابان ایستاده بود. زن با دلربایی برگشت و به مرد خندید و به اوچشمک زد!! مرد محترم که اتفاقا اهل دل هم بود فریفته رفتار دل انگیز زن شد وبه قصد دوستی از آنطرف خیابان به این طرف آمد و با ادب و احترام زن را به یک نوشیدنی دعوت کرد. ولی ناگهان زن برگشت سیلی محکمی به گوش مرد محترم نواخت و گفت : بی شرف! مگر تو خودت خواهر و مادر نداری که مزاحم زنان می شوی! الان پلیس را خبر می کنم تا حساب کار دستت بیاید!
    آقای خاتمی نیز مانند این زن زیبا با حرفها و شعارهای فریبنده همچون دمکراسی , مردم سالاری دینی وقانون مداری مردم را می فریبد و وقتی رای خود را گرفت می گوید من رییس جمهور اپوزیسیون نیستم!!( مگر شما خودتان خواهر و مادر ندارین!الان پلیس خبر می کنم تا حساب کار دستتان بیاید.ای ضد انقلاب!) و آنگاه مردم و یاران خود را دسته دسته به جرم ضدیت با نظام! به مسلخ بازداشت و تعقیب میفرستد! او شعار مردم سالاری دینی می دهد و مدام آزادی و قانون و مردم سالاری را جمع و تفریق می کند ! ولی زمانی که انتخاب شد و در حالی که هنوز جوهر رای مردم خشک نشده است در مراسم تحلیف حکم ریاست جمهوری میگوید: مردم سالاری دینی همان ولایت فقیه است! اولین وظیفه یک رهبر اصلاح طلب حراست از مدیران خود است ولی اوبا لبخند بازداشت و محاکمه کاراترین و شجاع ترین مدیران خود همچون عبدالله نوری وعطاالله مهاجرانی وغلامحسین کرباسچی و روزنامه نگاران شجاعی همچون عباس عبدی, اکبر گنجی و عمادالدین باقی , رجبعلی مزروعی را به نظاره نشست و گفت همه ما باید مطیع قانون باشیم!( و چرا یکبار به جناح مخالف نگفت مطیع قانون باشیم!) او اگر هر رای مردم را باندازه یک تف هم حساب کرده بود می توانست با 22 میلیون , دریاچه سد کرج را پرکند و با آن یک سیلاب راه بیاندازد! هر چه مردم از او در مورد عمل به وعده هایش پاسخ خواستند او گفت: نمی گذارندشاید بهترین توصیف خاتمی همان گفته آقای فریبرز رییس دانا باشد که گفت: آقای خاتمی از رانندگی با ماشین اصلاحات تنها ترمز کردن را بلد است! آقای خاتمی اصلاحات را بدنام می کند. او کاری می کند تا صد سال دیگر هر کس دیگری هم که برای اصلاحات برخاست مردم او را همچون چوپان دروغگو شارلاتان و کلاهبردار فرض کنند.از اصلی ترین مشخصات یک رهبر اصلاح طلب صراحت و صداقت است ولی خاتمی با دودوزه بازی های خود فضای پیچیده سیاسی ایران را بسی پیچیده تر می کند و روشنفکران و هادیان جامعه را سر در گم کرده و عرصه را بر تصمیم گیری تنگ میکند.امروز فضای سیاسی ایران محتاج سادگی و آرامش است. بادشمن یکرنگ بهتر از دوست دورنگ می توان معامله کرد. به احمدی نژاد بنگرید اوگرچه بر خطاست ولی هر چه هست خودش است! اوبا عقاید مضحکش آمریکا و اسراییل که سهل است با مراجع تقلید هم در می افتد!! او چنان با تعصب از مضحکات خود در مورد حقایق مسلم تاریخی مانند هولوکاست دفاع می کند که گاه انسان شک می کند شاید راست می گوید! او با زنبیل حرف های کمدی خود چنان به سازمان ملل می رود که گویی موسی عمران به بارگاه فرعون می رود! ا گر خاتمی ذره ای از اعتماد به نفس احمدی نژاد را داشت هم اکنون اصلاحات حال و روز دیگری داشت. بقول آقای کرباسچی در مورد خاتمی ؛ آزموده را آزمودن خطاست . یک گله گوسفند که یک شیر رهبر آنها باشد می تواند یک گله شیر را که یک گوسفند رهبرشان است را در جنگ شکست دهد! گوسفندان را رهبران شیران ایران زمین نکنیم. اگر کاندیدایی بخواهد با گدایی و ناله! آزادی را برای این سرزمین به ارمغان بیاورد همان بهتر که نیاورد. نیروی مردم آنچنان قوی و نیرومند است که گردنکش ترین حکام را وادار به تسلیم می سازد. فقط باید بلد بود چگونه از آن استفاده کرد.می گویند که زمانی که می خواستند محمدعلی باب را اعدام کنند اورا به دار کشیدند و بعد بسوی او تیراندازی کردند. از قضا اولین تیری که شلیک شد به طناب خورد و باب به زمین افتاد و فرار کرد. باب برای فرار دو راه بیشتر نداشت یکی بسمت توالت های شهرداری و دیگری بازار. از بد شانسی او توالت های عمومی را انتخاب کرد! و در نتیجه ماموران مجددا او را گرفتند و اعدام کردند. می گویند اگر باب بسمت بازار که انبوه مردم در آنجا بودند فرار کرده بود با توجه به وجود تعداد زیادی از هوادارانش در آنجا, شانس نجاتش بسیار بود. اصلاح طلبان و خاتمی نیز اگر در دوره هشت ساله زمامداری خود, بجای ارکان قدرت, بسمت مردم فرار کرده بودند! شانس موفقیتشان صد برابر بود. آنها رای خود را از اجتماع گرفتند ولی ارتباط خود را با بدنه اجتماع قطع کردند! ( و گفتند مردم سالاری دینی همان ولایت فقیه است!) و عاقبت هم تبدیل به اصحاب ناله شدند! در اکثر موارد نیازی به صحنه کشیدن مردم نیست چرا که آنها در صحنه هستند. فقط کافی است که زمانی که به صحنه آمدند, جلوی آنها را نگیرید(مانند آقای خاتمی وقتی که در واقعه 18 تیر شریف ترین اقشار اجتماع به عرصه آمدند, دانشجویان را مشتی اوباش خواند!) مردم دقیقا شرایط را بو می کشند و در موقع مناسب پا به میدان می گذارند.اگر ما صحیح عمل کنیم مردم پیش از ما در صحنه خواهند بود. البته بنظر می رسد که سیاسیون ما در زمان قدیم دارای مهارت بسیار بیشتری در اینکار بوده اند. به مشروطه نگاه کنید , در زمانی که نه رادیو و نه تلویزیون بود و با وجود نشریات اندک و اکثریت مردم بیسواد , آزادیخواهان ایران توانستند با اقتدار, مظفرالدین شاه را مجبور به امضای فرمان مشروطه کنند. ولی اکنون در عصر ماهواره و اینترنت و انبوه کتاب و مجله و روزنامه این انبوه جمعیت دانشگاه دیده و باسواد, نمی توانند یک فرد را سر جایش بنشانند! با داستان زیر این مقال را به پایان می بریم.
    یک روز یک چوپان ساده دلی گوسفندهایش را پای یک درخت جمع کرده و خودش نیز زیر سایه درخت دراز کشیده و دستش را هم زیر سر گذاشته و زیرچشمی گوسفندهایش رامراقب بود. ناگهان دید از دور یک سیاهی در حال نزدیک شدن است. پس با خودش گفت»
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی نزدیک تر شد.
    چوپانه دوباره با خود گفت»
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی نزدیکتر شد و به گوسفندها رسید.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی نزدیک تر شد و به وسط گوسفندها رسید.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی نزدیک تر شد و ازگوسفندها رد کرد.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی به چهار پنج متری جایی که چوپانه خوابیده بود رسید.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی به جلوی پای چوپانه رسید.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی شلوارش را پایین کشید.
    واستا ببینم این سیاهی می خواهد بیاید اینجا چکار کند؟!
    سیاهی شلوار چوپانه را هم کند و ترتیب او را داد!
    وقتی کار سیاهی تمام شد و بلند شد تا شلوارش را ببندد و برود چوپانه بلند شد و گفت»
    ای سیاهی تو کیستی و اینجا چه خواهی؟!
    سیاهی گفت هیچ!!
    چوپانه عصبانی شد و با دستش به بیرون اشاره کرد و گفت»
    خوب برو ه ه ه ه ه ه ه ه !!
    حال حساب ما و خاتمی, حساب چوپانه و سیاهی است.خاتمی آمد و هشت سال گفتیم »
    واستا ببینیم این خاتمی می خواهد بیاید اینجا چکار کند ؟!
    پس از هشت سال انتظار گفتیم»
    ای خاتمی تو کیستی اینجا چه خواهی ؟!
    گفت هیچ !!
    پس گفتیم » خوب برو ه ه ه ه ه ه !!

    وقتی موسوی می خواست کاندید شود خاتمی زودتر دوید و کاندیدا شد! ولی وقتی موسوی با قاطعیت اعلام کاندیداتوری کرد با وقت کشی سعی داشت با زبان بی زبانی موسوی را منصرف کند! و یاران با وفایش ! شروع به سرزنش موسوی کردند که چرا خروس بی محل شده و با وجود نامزدی خاتمی پا به میدان گذاشته است ! (ابطحی از جمله بود)پس خاتمی شروع به تعارفات مکش مرگ ما کرد!و چون ذاتا آدم سست عنصر و بی خاصیت و ابن الوقتی است تا موسوی را با اراده ای چون کوه در میدان دید پس عرصه را با استعفایی مضحک ترک کرد. فقط تصور کنید که بجای موسوی خاتمی کاندیدا بود که در اینصورت نیز تقلب حتمی بود ولی با این تفاوت که خاتمی نامه ای در جواب رهبر می نوشت و می گفت: پیام ملکوتی شما در خطبه های نماز دشمن شکن جمعه را با گوش جان نیوشیدیم! و از آنجا که حرف ولی فقیه عادل در نظام مقدس جمهوری اسلامی فصل الخطاب همه فصل هاست! پس من نیز بهمراه ملت همیشه در صحنه و مبارز ایران با اطاعت از آن فرزانه یگانه! مشت محکمی بر دهان یاوه گویان خارج نشین خواهیم زد. من نیز بنوبه خود پیروزی قاطع جناب اقای احمدی نژاد را با 24 میلیون رای تبریک گفته و پیشاپیش از زحمات بی دریغ اعضای شورای محترم نگهبان در انجام سالم این انتخابات پرشکوه و کم نظیر صمیمانه سپاسگذاری می نمایم!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s