سلام

هر از گاهی که مجالی می‌کنم و سری به در و دیوارهای اینجا می‌زنم، رد پایش را همه جا می‌بینم. شاید آن رفیق قدیمی‌ام باشد شاید هم آن یکی! اینجا هنوز بوی رفاقت می‌دهد. کسی اینجا را آرام و بی دغدغه می‌خواند. بی‌صدا می‌آید، قدری در سرسرا می‌ماند، اتاق‌ها را می‌گردد و با لبخندی بر لب می‌رود تا بار دیگر. حضور دل‌انگیزی است. گاهی رشک می‌برم به آن‌چه که مجالی برایش نیست. گاهی آه بر می‌آورم، از دورترین دالان‌های تاریک ذهن، آهی از جنس واقعی‌ترین غصه‌های اصیل کودکی. آنگاه چشم‌هایم را که باز می‌کنم، از خود می‌پرسم: «مگر این مردم چه دارند که حضورشان آنقدر بی‌دغدغه است؟»

پس قلم را بر می‌دارم و برای رفیقانم می‌نویسم: «هرگاه که از این کوچه گذشتید، سلام!»

 

2 دیدگاه برای «سلام»

نظر شما در مورد این نوشته چه بود؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s