مذهبی بودن یا نبودن؛ از حرف تا عمل!

موضوع مذهبی بودن جامعه‌ی ما از دو جنبه‌ی اساسی قابل تحلیل است. یکی همین مجموعه‌ی باورها، شریعت و قوانین دینی است که ما در ظاهر مذهب را به آن نسبت می‌دهیم. اما یک جنبه‌ی دیگر از مذهب هم خلق‌وخو و رفتار ما است که متاثر از برخی هنجارهای ذهنی است که ممکن است بسیاری از آن‌ها ناخودآگاه اثر بگذارند. این رفتار مذهبی در بسیاری از افرادی که خود را در ظاهر رها شده از چنگال مذهب می‌دانند دیده می‌شود. مثلا اعتقاد به یک ناجی، رفتارهای خداگونه و پیامبرگونه، رفتارهای ارشادگر و پدرانه‌ی اثبات نشده که شبیه به اعمال شارعین مذهبی است، سخت بودن بر زبان آوردن «نمی‌دانم»، صریح حرف نزدن و پیچاندن منظور، استفاده از ابهام برای باقی ماندن راه فرار در حالت‌های احتمالی ممکن و مواردی از این دست. این خصوصیات در عرف رخنه‌کرده‌اند، از کودکی فراگرفته می‌شوند، با مشاهده‌ی انطباق آن‌ها با مظاهر مذهب و قوانین و هنجارهایی که تداوم زندگی فرد در جامعه را تضمین می‌کنند، در ذهن افراد تثبیت می‌شوند به طوری که در همان نوجوانی کار از کار می‌گذرد!  بیرون کشیدن یا بهتر است بگویم جداسازی چنین مفاهیم نهادینه شده‌ای از اذهان افراد ساده نیست.

به نظر می‌رسد بخشی از ترفندهای مذهبی را مخالفان مذهب نیز بر علیه خودش به کار می‌گیرند. غافل از اینکه اگر خوب دقت شود، همین خصوصیات اینچنینی که نگرش مذهبی در جامعه تزریق می‌کند خود از اصلی‌ترین عارضه‌های اجتماعی هستند. در چنین وضعیتی اگر پایبند به این اصل باشیم که مذهب نباید مولد اخلاق باشد(در نتیجه تقابل با آن هم نباید مولد اخلاق باشد)، خود فرآیند تقابل با مذهب نیز در حال آسیب‌رسانی به جامعه است. عادت‌های بد برآمده از نگرش مذهبی ممکن است در یک زنجیره رفتاری به باورها و سلوک مرتبط گردند که از این جهت از دید بسیاری از معتقدین به حذف مذهب از جایگاه قانون‌گذاری یا تسلط به اخلاق پنهان مانده یا جدی گرفته نمی‌شوند. برای همین می‌توان این افراد را در عمل «مذهبی» دانست! البته ذکر این نکته لازم است که آدم‌هایی که در جامعه‌ای چون ایران بزرگ می‌شوند -که در احاطه‌ی خرافات و سرسپردگی مذهبی قرار گرفته است- لاجرم تا حدی در عمل مذهبی خواهند ماند. هرچه انسان راه را برای به چالش کشیده شدن دوباره و دوباره‌ی اصول پذیرفته شده‌ی خودش بیش‌تر باز کند، هرچه تغییرات اجتماعی را بیش‌تر مرور کند و راه را برای تغییر شخصی بیش‌تر باز کند، میزان رهایی‌اش از این خصوصیات مذهبی نهادینه شده نیز بیش‌تر خواهد بود.

Advertisements

4 دیدگاه برای «مذهبی بودن یا نبودن؛ از حرف تا عمل!»

  1. http://hooorna.wordpress.com
    اگر به جای تشیع سیاسی در برابر سیاست شیعی ، از » تشیع اموی « در مقابل » تشیع علوی « استفاده کنیم به راه خطا نرفته ایم . چنانکه حسین نیز شیعیان روزگار خود را شیعیان ابوسفیان خواند.

    تشیع به معنای پیروی از راه و رسم زندگی علی و اولادش ، مکتبی ست سرشار از آموزه های حیات بخش که در ایران پایگاه و جایگاهی ژرف و تاریخی دارد ، و برای یک سیاستمدار چه چیز از این بهتر ؟ در شرایطی که نعمت ولایت علی هست چه سنگری بهتر از این برای پنهان شدن و چه لباسی بهتر از این برای پوشیدن ؟ تا آنجا که رفته رفته و با کمک تبلیغات حساب شده همه ی عوام الناس مرا جانشین به حق علی بدانند و آنگاه اعتراض به من اعتراض به علی باشد و اعتراض به علی یعنی اعتراض به خدا و رسول خدا ، پس جایگاه من جایگاه رسول الله است و من چه بخواهم و چه نخواهم با نظر ریش سفیدان قوم ! نماینده ی خداوند بر زمینم و ولایتم جهانی و همه گیر است ، من حق دارم از همه بازخواست کنم و هیچ کس نمی تواند مرا بازخواست کند ! همه چیز را من می دانم و کسی جز من نمی داند ، من متخصص همه ی فنون و علوم عالمم … و اینگونه است کهسیاست علوی به علی مداری سیاسی یا تشیع اموی بدل می شود ، و علی مداری سیاسی یعنی استفاده از همه ی پتانسیل ها و ظرفیت های بالقوه و دست نخورده ی این مکتب در جهت اثبات قدرت «من» : مجالس سیاسی ، جشن های سیاسی ، گریه ی سیاسی ، دعای سیاسی ، نماز سیاسی ، انفاق سیاسی و تبلیغاتی ، رسیدگی به محرومان سیاسی ، منابر سیاسی ، تفقد سر زده از جانبازان سیاسی و همراه با دوربینهای تلوزیونی از پیش آماده ، دیدارهای به ظاهر مردمی و عمومی سیاسی ، ژست های آزاد اندیشانه ی سیاسی و … ِ سیاسی .

    در چنین تشیع دروغین و منحرفی ، از اسلام و مرام علوی فقط به ظواهری همچون دخالت در امور پوشش مردم و حجاب زنان و نماز جماعت پرداخته شده و در این امور آنقدر اغراق و بزرگنمایی می شود تا در نتیجه ، انحرافات حکومت از وظایف ذاتی خود ناپیدا و گم بماند . فساد و رشوه در ادارات حکومتی به امری عادی و طبیعی و روزمره بدل شده و ربا خواری امری ست که بر سر در بانکهای دولتی و حکومتی قبحی برای آن ننوشته اند ، و در یک کلمه حکومتی فاسد و مفسد مدعی مسلمانی و تشیع شده ودر لباس دین بر جامعه ی نا آگاه و غافل حکومت کرده و پیوسته خود را مسئول دین مردم می نامد و سعی می کند به انواع حیل به آنان وانمود کند که اگر زنان حجاب خود را حفظ کنند و مردان فلان شکل باشند یا نباشند همه ی مشکلات حل خواهد شد ! و جامعه ی اسلامی محقق می شود ! نادانان مردم نیز چون همیشه ی تاریخ فریب این نیرنگ ها را خورده و بر دین ملوک و حاکمان خودند .

  2. به نکات درخور توجهی در متن اشاره کردید اما ادعاتون مبنی بر تطبیق آن خصوصیاتی که در متن بیان کردید با ظاهر مذاهب، لااقل با مذهبی که در ایران مورد قبول اکثریت مردم هست، ادعایی خلاف واقعیت است.
    در مورد نادانسته صحبت نکردن و اعتراف به عدم آگاهی همین بس که در کتاب هایی مثل کافی یا بحارالانوار یک باب کامل به این موضوع اختصاص یافته.(اصول کافی باب نهی از ندانسته گویی، بحارالانوار جلد ۲ باب ۱۶)
    این ۵ نصیحت از امام اول شیعیان علی (ع) هم خدمت شما
    «کسی جز به پروردگارش امید نبندد، جز از گناه خویش نهراسد و از آموختن آن چه نمی داند شرم نکند و چون از اون پرسند و نداند از گفتن «نمی دانم» خجالت نکشد و بدانید که شکیبایی برای ایمان همچون سر است برای بدن.»
    (قرب الاسناد عن الامام الصادق علیه اسلام، حدیث ۵۷۲ و عیون اخبار الرضا علیه السلام-جلد ۲ صفحه ۴۴ حدیث ۱۵۵)

    در مورد اون چیزی که در مورد ابهام و عدم صراحت بیان کردید باید گفت یکی از اصولی که در قرآن بر آن تاکید شده، پیروی نکردن از شک و گمان و در پی برهان بودن است که در آیات متعددی به آن اشاره شده. برای مثال آیه ۲۸ سوره نجم :
    «وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا لظَّنَّ ۖ وَإِنَّ لظَّنَّ لَا يُغْنِى مِنَ لْحَقِّ شَيْـًۭٔا

    و حال آنکه هیچ علم به آن ندارند و جز در پی گمان و پندار نمی‌روند و ظنّ و گمان هم در فهم حق و حقیقت هیچ سودی ندارد»
    یا این قسمت آیه ۱۱۱ سوره بقره :
    «قُلْ هَاتُوا۟ بُرْهَـٰنَكُمْ إِن كُنتُمْ صَـٰدِقِينَ

    بگو برهانتان را بیاورید اگر راست می گویید»

    پس قبل از این سوال که افراد مدعی مذهب گریزی تا چه حد مطیع اون چیزی هستند که برای شما به عنوان مذهب جا افتاده، جا داره این سوال پرسیده بشه که افرادی که شما مذهبی خطاب می کنید تا چه حد به استانداردهای دین و شریعت خودشون پایبند هستند و از روی تعصب و عدم آگاهی سخنی نگوییم چون حقانیت یک دین و شریعت به کردار افرادی که مدعی پیروی از اون هستند نیست که به مبانی خود اون شریعت و به کردار اولیای اون مذهبه.

  3. شیعیا زما امام حسین پیر ابو سفیا بودند ولی شیعیان حال پیرو امام زمان اند و باید اعتقاداتشان نزدیک تر به امامشان باشد!
    پس به همین خاطر آن را در سیاست خویش هم به وقوع میرسانند!
    حال بگذریم از این که کدام مسئول دنبال چه چيزي است زیرا در هر دولتی این امر وجود دارد و متاسفانه به دولت امام زمانی هم نفوذ کرده است ولی این هیچ وقت بر وجه ی اسلامی دولت خدشه وارد نمیکند زیرا که هدف دولت این امر نیست!
    alirezakhavari313@gmail.com

  4. به یاد داشته باشید این دولت مال مردم است خود مردم آن را بنا کرده ان و خود آنها هم آن را از بین میبرند!
    بی احترامی شما نسبت به این مردم اطلاعت کم خودتان را میرساند!
    alirezakhavari313@gmail.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s