فاحشگی‌های عادی شده، مشروع و عُرفی!

بدون هرگونه قضاوت و اظهار نظر در مورد اینکه فاحشگی مورد نکوهش است یا ستایش یا هیچکدام، می‌خواهم در مورد خود این لفظ و اینکه به چه کسانی گفته می‌شود صحبت کنم. همیشه برایم جالب بوده است که این واژه چرا در این حد تحقیرآمیز است درحالی که رفتارهای مشابه زیادی از انسان‌ها به صورت دسته‌جمعی و گاه آزادانه و حتی قانونی و عرف‌پسند صورت می‌گیرند و چندان قبحی ندارند. بر اساس آنچه که در عرف جوامع امروزی رایج است، فاحشه به زنی گفته می‌شود که در قبال برقراری رابطه جنسی پول دریافت کند. واضح است که می‌شود پول را با هر کالا یا خدمت دیگری که بشود آن را با پول خرید جایگزین کرد. مثلا ممکن است یک فاحشه به جای تمام یا بخشی از اجاره ماهیانه آپارتمانی که در آن زندگی می‌کند با صاحب آپارتمان رایطه جنسی برقرار کند. یا ممکن است با یک قصاب به‌جای گوشت ماهیانه، با صاحب یک رستوران به جای غذا، با صاحب یک مغازه به‌جای لباس یا افراد دیگری در قبال هر کالا وخدمت دیگری سرویس جنسی ارائه دهد. در اینجا برخی رفتارهای مشابه با این رفتار را مثال می‌آورم که به طرز شگفت‌انگیزی هم با هم نزدیک هستند، هم قبحی در عرف و جامعه ندارند. البته پیش از آن باید توضیح دهم که مثال‌ها برای فاحشه را در مورد زنان به کار می‌برم و به نظرم می‌توان در هر مورد به مردان هم تعمیم داد. اما چون قصد ندارم وارد بحث چرایی انتساب چنین واژه‌ای به زنان(بسیار بیش‌تر از مردان) بشوم و هر مثال را دوبار تکرار کنم، مثال‌ها را در مورد زن‌ها می‌آورم و خواننده می‌تواند در هر مورد مردها را جایگزین کند.

یک رفتار مشابه با این فاحشگی، برقراری رابطه جنسی از سوی تعدادی از دختران با پارتنرهای موقت‌شان در قبال دریافت خدماتی مانند رفتن به مسافرت، دریافت هدایای متنوع و بهره‌برداری از امکانات رفاهی یک پسر است. مثلا تصور کنید زنی با پسری آشنا می‌شود و برقراری رابطه جنسی را دقیقا در قبال برخورداری از مواردی شبیه آنچه که در فوق ذکر شد مجاز می‌داند. البته این یک توافق آشکار نبوده و در پشت پرده‌ای از مفاهیم دیگر پنهان شده است. این که گفتم به این معنی نیست که هر رابطه‌ای چنین است، بلکه همه می‌دانیم که چنین روابطی بسیارند. روابطی که در آن هم پسر می‌داند که برای تداوم رابطه با آن دختر باید آن سرویس‌ها را بپردازد و هم دختر می‌داند که سکس را مورد معامله قرار داده است. این نوعی توافق پنهان ولی آگاهانه است که در قالب رفتار عرفی صورت می‌گیرد. هردو می‌دانند که در صورت قطع سرویس‌ها، دیگری نخواهد ماند و به سراغ یک توافق جدید خواهد رفت. همینطور هردو در صورت مشاهده فرصتی بهتر، آن را رها نکرده و اگر بتوانند همزمان با طرف فعلی‌شان از فرصت جدید بهره می‌گیرند. اگر هم نشود فعلی را رها کرده و مورد بهتر را بر می‌گزینند. حال سوال اینجا است که چنین رفتاری چقدر با آن فاحشگی تفاوت دارد؟ در هردوی این موارد سکس مورد معامله است. (البته لازم است دوباره یادآوری کنم که مواردی که احساس و شخصیت و بسیاری دیگر از ابعاد دونفر به اشتراک گذاشته می‌شوند و سکس نیز بخشی از این به اشتراک گذاری است، یا حتی مواردی که سکس تنها آگاهانه به اشتراک گذاشته می‌شود و با چیزی معاوضه نمی‌شود، در این مقوله نمی‌گنجند. در اینجا تنها همین نوع روابط که به آن اشاره شد مورد بحث هستند.) رابطه‌هایی اینچنینی که در آن‌ها پسر امکاناتی را در قبال دریافت مجوز برقراری رابطه جنسی برای دختر فراهم می‌کند، چقدر با فاحشگی فاصله دارند؟ دختری که خود می‌داند فلان پسر امکانات رفاهی خوبی دارد و به منظور بهره‌برداری از آن امکانات با او ایجاد رابطه می‌کند، چقدر با یک فاحشه فاصله دارد؟

تعدادی از دختران سکس را ابزار دستیابی به خواسته‌های‌شان قرار می‌دهند. به عنوان مثال به منظور تحت فشار قرار دادن پارتنر خود در جهت وادار کردن او به خرید چیزی یا اقدام به عملی خاص یا مواردی اینچنینی، برای مدتی برقراری رابطه جنسی را ممنوع می‌کنند و پس از آنکه خواسته آن‌ها برآورده شد دوباره از سر گرفته می‌شود. (در اینجا هم باید توضیح دهد کسی که در اثر حادثه‌ای مثلا برخوردی بد ناراحت شده است و به این دلیل میل به برقراری رابطه جنسی ندارد، در این مقوله نمی‌گنجد. در اینجا مواردی مدنظر هستند که توقف برقراری رابطه جنسی فقط و فقط به خاطر وادار کردن طرف مقابل به دست زدن به عملی اتفاق افتاده است.) باز در اینجا هم سکس مورد معامله قرار گرفته است. این رفتار چقدر با آن فاحشگی که سکس رسما مورد معامله قرار می‌گیرد تفاوت دارد؟

چنین رفتارهایی در جوامع دیده می‌شوند و به طرز شگفت‌انگیزی چندان قبحی هم ندارند. حتی در مواردی کاملا پذیرفتنی است و اطرافیان و هردوطرف هم آن رفتارها را می‌پذیرند. تعجب بسیار از آنجا حاصل می‌شود که فاحشگی بسیار قبیح است. چگونه می‌شود دو عمل تا این حد به هم نزدیک، یکی به شدت تقبیح شود و دیگری چندان قبحی نداشته باشد؟ تنها جوابی که برای این سوال پیدا کردم، نزدیکی این رفتارها با مشروعیت‌های عرفی و قراردادهایی مانند ازدواج است. مثلا همین که دو نفر به همدیگر بگویند پارتنر یا زن و شوهر، دیگر چندان قبحی هم ندارد اگر سکس را به یکدیگر بفروشند. اما وقتی این دو نفر رسما به همدیگر وابستگی نداشته باشند و سکس را آگاهانه و آشکار به هم بفروشند، بسیار قبیح است. با این حال من تصور می‌کنم این موارد با آنچه که ما فاحشگی می‌شناسیم، چندان تفاوتی ندارند و به هرحال سکس مورد معامله قرار می‌گیرد.

Advertisements

یک فکر در “فاحشگی‌های عادی شده، مشروع و عُرفی!”

  1. عین ای سئوال در مورد «ربا و نزول خواری» و «سود بانکی» هم وجود دارد. بعلاوه در تعریف «کارگر به عنوان پرولتاریا» و تمام آدم های دیگری که «کار» می کنند.«دزدی» هم در این چهارچوب قابل طرح و اندازه گیری است و…
    آنچه مسلم است این نکته است که در تئوری و در روابط اجتماعی سیاه مطلق و سفید مطلق کردن مسائل زیاد برازنده ذهن انسان «معرفی» نمی شودو البته این نیست که از نکته نظر عینی وجود نداشته باشد.
    درک برخی موضوعات «به غایت» سخت است. فکرش را بکن یک روز تعطیل و زیبای زمستانی صبح زود از خواب بیدار می شوی ، گرمای مطبوعی در اطاق و پشت پنجره در حین تماشای برف تازه باریده و بشاش، لذت «زندگی» را زیر پوستت فریاد میزند. «گوگل» را باز می کنی و لغتی را – مهتاب – که به هزار ویک دلیل در ذهن ات سرک می کشد در «گوگل» چستجو می کنی و به وبلاگ یک خبرنگار موفق سالهای تا 1384 «هدایت» می شوی و با حیرت متوجه می شوی از سال 1384 عملاً بیکار، بدون بیمه بیکاری،بدون بیمه های اجتماعی و با هزینه های زندگی ویک فرزند که حالا هزینه های مدرسه هم دارد ، صاحب خانه ای که با وجود «انسانیت» قابل قبول دیگر نمی تواند عدم توانائی پرداخت کرایه خانه را تحمل کندو… بلند می شوی… از پشت پنجره به برف های بیرون نگاه می کنی وگرمی زیر پوستت «یخ» کرده. یک عالمه کار نکرده روی زمین است و…
    تازه متوجه می شوی چقدر فاحشه ای که با خود فروشی «حق حیات» یکی دیگر را تداوم می دهد را «دوست داری» و به او احترام قائلی… و آن مفهومی از «فاحشه گی» که از بچه گی به عنوان «بد» به تو معرفی شده چقدر به آن «دایناسوری» که رای مردم را میلیون میلیون نادیده می گیرد، رانت خواری شکر می کند و حکم قتل نفس صادر می کند، «شرف» دارد.
    اینجا آنجائی است که آدم متوجه میشود که چرا «سهراب سپهری» می نویسد چه کسی گفته «کلاغ» حیوان حقیری است و چرا کتابهای سهراب سپهری در نمایشگاه کتاب «کودتا» ممنوع است…

    چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
    واژه ها را باید شست. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
    چتر را باید بست. زیر باران باید رفت.
    فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
    با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت.
    دوست را زیر باران باید دید.
    عشق را زیر باران باید جست.
    زیر باران باید بازی کرد.
    زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت.
    زندگی تر شدن پی در پی
    زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی «اکنون» است.

    تذکار: نمی دانم چگونه مرا به این نوشته کشاندی ولی از نوشتن آن «حس خوبی» دارم
    دوست دار شما هستم.

  2. این که همه لیبرال و دموکرات میخوان فکر کنن خوبه و اینکه حکومت مذهبی تابو های زیادی رو که در اعتقادات یا خرافات مردم بوده تشدید کرده و از آنها سو استفاده کرده و نهایتن همه رو از این گونه مورد زده کرده هم درست ولی در تعریف فاحشگی ارتباط با افراد بسیار زیاد در زمان محدود مطرح است که از نظر بهداشت جسمی و روحی برای خود خود فروش از همه مضرتر است و احساس و عشق و بدن و روحش را میازاراد و در سطح اجتماع هم زر های بهداشتی و مشکلات خانوادگی را ایجاد میکند ولی به هر حال به صورت کنترل شده و از روی اجبار به صورت محدود مورد نیاز است ولی نباید تبلیغ شود ر زیاد شود و یا به شکل نورم جامعه درآمده و توجیه شود چنانچه نوشتار شما کمی به آن سمت میل دارد و به تر کلی این مورد بسیار پیچیده و چند وجهی و چندین فاکتوره هستند و سده سازی صورت مساله بر خلاف ریاضیات کمکی به حل آن نمیکند من که در اروپا زندگی میکنم البته انگلستان میبینم و شما هم میدانید که فاحشه گری مانند استفاده یا فروش مواد مخدر یا پول شویی جرم است البته مجازات سبکتری دارد والی پلیس جلو آنرا میگیرد مگر در بعضی شهرها مثل نقاط محدودی از لندن شفیلد و منچستر که شهر های بزرگتری هستند و توریست دارند در محل های محدود و کنترل شده و هر چند وقت هم که انتخابات شوراها افراد جدید میان گاهی رای به بستنشون میدهند در مطالعات جرم شناسی مطالب زیادی در ان هاست که گاهی در مناظرات تلویزینی شاهدیم پس مسائل اخلاقی و که بخصوص جرم حساب میشه قابل قبول نیستند البته مسائل فقر مالی و فرهنگی یا نیاز به تفریح و سکس هم قابل تجزیه تحلیل هستند و باید تا حد ممکن حل شوند مثل یک معتاد که باید مورد درمان جسمی و روحی قرار گیرد و برای پیش گیری اجتمایی ایجاد کار مبارزه با فقر و ایجاد مراکز ورزشی و تفریحی باید انجام گیرد ولی صورت مساله را نباید پاک کرد و اعتیاد و فحشا را توجیه کرد

  3. باید مسئله رابطه جنسی و سکس را اول از دیدِ «طبیعی» ان نگاه کرد.چرا که انسان مانند هر حیوانِ دیگر تحت فشارِ هرمونِ تستسترون است و ان هرمون او را مجبور میکند که او بدنبال جنس مخالف برای ارضاء حس جنسی برود. در طول زمان و واردِ شدنِ سنت و بخصوص مذهب در زندگی اجتماعی و از طرف دیگر برتری اجتماعی مرد بر زن ، انسانها را بر ان داشت تا از ان احساسِ جنسی برداشت های اقتصادی کند.چه از طرف زن و چه از طرف مرد. در اجتماعاتِ اولیه و دورانهای باستانی و بعد از ان بدلیل انکه هر کسی نمیتوانست دختر ِ کسی را تصاحب کند مجبور به معامله با پدر و یا رئیس قبیله بود. بدین ترتیب مسئله ازدواج که همانا خرید وفروش » سکس» بود تبدیل به راه و روشِ سنتی و بعد مذهبی شد. در نتیجه همانطور که نویسنده مقاله ذکر کرده اند در واقع ازدواج و فاحشگی بسیار بهم نزدیک هستند و در واقع ازدواج نوعی دیگر از » فاحشگی» است. ولی من با کلمه فاحشگی مخالفم.چون این خصوصییت حیوانی – انسانی است که راهی برون از ان نیست و جزء طبیعت است. حالا که در اثر و بدلایلِ سنتی و مذهبی نوع این «معامله» را به دونوع مثبت ( ازدواج) و نوع منفی » (فاحشگی) مجزا کرده اند این «فاحشگی» » بد» است. در اجتماعاتِ پیشرفته و مرفه مانند اروپا و امریکا و یا کانادا و استرالیا و ژاپن و درجوامعِ غیر اسلامی از روسیه گرفته تا فیلیپین و تایلند و چین و… همگی روابط دوستی و جنسی بین دختران و پسران بدون در نظر گرفتنِ مسئله مالی ( تا زمانی که دختر و یا پسری تصمیم به ازدواج بگیرند) عادی است. مسلماء برای تشکیل خوانواده و وارد شدن به زندگی اجتماعی و قبول مسئولیت و بچه دار شدن دختر وپسر را مجبور میکند تا مسئله مالی و مادی را در وحله اول برای رابطه جنسی قرار دهد.

  4. در مورد قسمت آخر نوشته شما که سکس در ازدواج و به صورت آزاد رو مقایسه کرده بودید، باید بگم که مهمترین نکته در ازدواج با یک نفر بودن و دوست داشتن اون یک نفره… ولی در رابطه آزاد …

  5. جمله ای خوانده بودم با این مضمون: فرقی نمی کند مرد باشی یا زن تن دادی و دل ندادی فاحشه ای. به نظرم درست است قبیح بودن رابطه به ازدواج و… نیست رابطه وقتی کثیف می شود که در مقابل چیز مادی و بدون دوست داشتن و حس خاصی باشد.

  6. بله در مورد قدمت فاحشگی میگویند یکی یا شاید قدیمیترین بیزنس بشر است ولی هر چه قدمت داشت خوب نیست مثل قتل و قاتل در مورد ازدواج در ایران هم در بسیاری موارد درست میگویید در باب دهش مالی مرد و دهش های عاطفی و بدنی مشروط زن شباهت زیادی به یکی از ابعاد خود فروشی دارد گر چه فیزیولوگی روانی و سکسی علمی هم از ناز زن و نیاز مرد حمایت میکند و شیاد این مقاومت زن به نوعی مانعی در ایجاد بیشتر فاحشگی است که در جوامع ستوه پایینتر مثل بومی های آفریقایی و نیز حیوانات کمتر است ولی ابعاد دیگر فاحشگی بودن بدون علاقه و نیز با افراد مختلف است که این دو مورد در مورد ازدواجهای عادی نیست مرده آخر هم این است که فاحشگی اکنون در ایران و بسیاری کشور های دیگر در مورد مردان هم داره شروع میشه و حتا شده است الان خانمهای پولدار و مسن و خیلیهاشون متاهل در پارکها و مراکز ورزش و بدنسازی شمال تهران دنبال جوانهای خوشتیپ و خوش هیکل میگردن و مبلغ هم گرانتر از خود فروشان زن است و بدتر اینکه بسیاری از جوانان اعم از مرد و جدیدن زن دنبال خرید سکس هستند نه برای اینکه زیبا و جذاب نیستند و یا پوله ازدواج ندارند بلکه نمیخواهند با کسی درگیری عاطفی بلند مدت حتا برای چند هفته یا چند ماه داشته باشند چه برسد به دائمی و این اگر کم باشد هیچ اشکال ندارد ولی اگر به همین سرعت شتاب گیرد مشکل بی عشقی و بی عا تفگی و زندگی خشن و ماشینی را بیشتر و بیشتر خواهد کرد علت بیشتر روانپریشی ها و خود کشیها یا حتا قتل های زنجیره ای و مشکلات دیگر اجتماعی نداشتن همدم مورد علاقه و ارتباط نزدیک و حمایتهای عاطفی است کسی که میتواند پارتنر دراز مدت داشته باشد فرزند داشته باشد و حس دوست داشتن و دوست داشته شدن و از خود گذشتگی و تحمل و مدارا را تمرین کند در جامعه و برای خودش مشکلات کمتری ایجاد میکند و در صورت از بین رفتن این ارتباطات عاطفی مشکلات و جرم و جنایات بیشتر و بیشتر خواهد شد.

  7. یه جورایی داری همه چیزو به هم میپیچونی .اگر قرار باشه اینطور به مسائل نگاه کرد که همه یه جورایی فاحشه اند

  8. بنده هم با mahan موافقم.
    متاسفانه به خیلی چیزها عمیق تفکر نمیشه.

    به نظر من اون دسته‌ای که عوام به نام فاحشه می‌شناسند، خرده فروشند. و در مقابل افرادی هم که تن به ازدواج می‌دهند (با شرایط سنتی)، عمده فروشند. فرقی نمی‌کند که ۵۰ هزار تومن، ۵۰ هزار تومن از چند نفر کسب کنی، یا اینکه سرویس ۱۰ میلیونی جواهر را یکجا و از یک نفر!

    حساب اونهایی که با عشق به س.ک.س می‌پردازند و بدون چشم‌داشت؛ اونهایی که مهریه و فلان و بهمان حتی در ذهنشون هم جایی نداره، حساب اونها جداست و به نظر من رفتارشون انسانی و ارزشمند.

    خوب می‌نویسی، مرسی.
    ممنون از همه دوستان
    و بدرود…

  9. بسیار عالی و خواندنی. کاملا با هدف و نکته ای که مشخص کردی موافقم. فقط یک نکته را خواستم متذکر شوم، آن اینکه واژه فاحشه از مصدر فحشا و فَحَشَ، کلا از آغاز واژه ای توهین آمیز برای اشاره به این افراد بوده چون این عمل عملی کثیف و شرم آور دانسته میشده. خود من برای اشاره به زنان یا مردانی که شغلشان فروش بدنشان است، و همه میدانیم کسی از روی لذت به این کسب و کار رو نمی آورد، از واژه روسپی و روسپی گری استفاده میکنم که تنها اشاره به این شغل دارد. اما برای آن نمونه هایی که مثال زدی از زنان و مردانی که برای مقاصد خود از بدن استفاده میکنند، همان واژه فاحشه را بکار میبرم که دقیقا بار توهینی دارد.

  10. من فکر می کنم اینجا دو تا مفهوم مجزا یکسان فرض شده اند. یکی روسپی گری و دیگری ابتذال.یک روسپی بنا به تعریف اوست که تن خود را در بازه های زمانی مشخص(مثلا روزانه) در اختیار دیگرانی قرار میدهد و از بابت آن مزد می ستاند.آنکس که برای ارضای انواع غرایزش(جنسی و غیر جنسی) تن خود را در اختیار شخص معینی قرار میدهد روسپی نیست اگرچه فردی مبتذل است و از انسانیت به مفهوم متعالی و اومانیستی آن فاصله گرفته است. به عبارت دیگر اگر انسانیت را محور بحث قرار دهیم، ای بسا روسپی که در عین انسانیت به خاطر لقمه نانی تن فروشی می کند و ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد.

    نحوه طرح مسائل در وبلاگتان را دوست میدارم.
    پاینده باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s