گزارش به آیندگان: اینجا کره زمین است، هزاره سوم، ویروسی به نام اسلام در حال گسترش است

گزارش به آیندگان:

سال 2011 میلادی هم رو به اتمام است. اینجا کره زمین است و در گوشه و کنار جهان هر روز در حال مشاهده کشتارو آزار و اذیت منتقدین به قوانین اسلام هستیم. اسلام ویروسی هزاروچهارصد ساله است که چندان جدی گرفته نشده است. هنوز شارعین اسلامی فتوا می‌دهند و مریدان‌شان نعره‌ها می‌زنند و جامه‌ها می‌درند و نارنجک به خود می‌بندند و قمه به دست می‌گیرند و سرها از تن جدا می‌کنند و قلم‌ها می‌شکنند. اسلام‌گراها کولونی‌های ایمانی دارند که با زاد و ولد بسیار و نگه داشتن فرزندان یا همان تولیدات جدید در دایره رفتاری و اعتقادی محدود اسلام، آن‌ها را تبدیل به مردان و زنان با ایمان خدا می‌کنند. این زنان و مردان چنان سرسپرده و فرمانبردار می‌شوند که قابلیت تحسین جلادی که گردن انسانی را به جرم پیشگویی می‌زند دارند. آن‌ها اعدام و شکنجه و نابودی کسانی را که دشمنان خدا می‌نامند ستایش می‌کنند. برای این افراد که مبتلا به ویروس می‌شوند هنوز خدایی وجود دارد که اگر از دستورش سرپیچی کنند آن‌ها را آتش می‌زند.

همین امسال چندین عملیات تروریستی ویروسی انجام داده‌اند. هزاران تن را کشته‌ و مضروب کرده‌اند. نویسنده‌های منتقد را که نزدیک به کولونی‌شان زندگی می‌کنند حذف کرده‌اند. هرکس را که شارعین فتوا دادند و زورشان می‌رسید کشتند یا بر اساس فتوای صادر شده به او آسیب وارد آوردند. پادزهر آگاهی بخشی در مورد این ویروس وجود دارد اما شارعین و گروهی از معتقدان به همین اسلام با ترفند و سفسطه مانع از رسیدن آن به افراد مبتلا می‌شوند. به نظر می‌رسد جامعه جهانی جدیت کافی برای مقابله با این ویروس را از خود نشان نمی‌دهد. ممکن است کولونی‌ها بزرگ شوند و کار به جایی برسد که نتوان مانع گسترش آن شد. حتی ممکن است دست‌آوردهای فکری و اجتماعی بشر از دست بروند و این ویروس همه سیاره را فرابگیرد. البته بسیاری از جمله خود من این احتمال را ضعیف می‌دانند اما به هرحال وجود دارد.

پ ن:

یک دختر وبلاگ‌نویس مصری که در اعتراض به قوانین اسلامی خود را برهنه نشان داده بود در میدان تحریر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

یک نویسنده آذربایجانی در اثر فتوای یک شارع ایرانی جان خود را از دست داد.

Advertisements

6 دیدگاه برای «گزارش به آیندگان: اینجا کره زمین است، هزاره سوم، ویروسی به نام اسلام در حال گسترش است»

  1. اندیشه‌ی عزیز،
    متاسفانه متن شما بس نژادپرستانه است. راست‌ترین و افراطی‌ترین جریان‌ها در آمریکا و اسرائیل هم اینقدر راست و افراطی با موضوع مسلمانان برخورد نمی‌کنند. اگر شما در کشوری دموکراتیک زنده‌گی می‌کردید به خاطر پراکندن این حرف‌ها که نفرت نژادی است بازداشت می‌شدید.
    من تعجب می‌کنم جوان فهمیده‌یی ماننده شما چه شده است که به اینجا رسیده‌ است. به دنیا نگاه کنید. یعنی واقعا مشکل دنیا شکاف طبقاتی عظیمی که بین ثروت‌مندان و فقیران است نیست؟ یعنی اشغال‌گری بمب ریختن روی سر زن و کودک و غیرنظامیان و این همه فجایع که در دنیا صورت می‌گیرد مشکل نیست و مشکل تعدادی مسلمان که عمدتا در کشورهای فقیر و عقب‌مانده زنده‌گی می‌کنند است؟
    متاسفانه ظاهرا رسم چنین است که همیشه حکومت‌های دیکتاتوری بدیل‌های دیکتاتورتر از خود به‌وجود می‌آورند. من هیچ «اندیشه‌یی» در این حرف‌هاش شما نمی‌بینم. نه دید تاریخی در آن است نه نگاهی عمیق و انسانی فقط نفرت‌پراکنی است و بس. واقعا عمیقا از خواندن این حرف‌ها متاسف شدم.
    خوشبختانه بسیاری از مردم آزاداندیش و یا حتا مردم عادی در غرب جنین نفرت‌نژادی را قبول ندارند وگرنه در سراسر جهان باید مسلمان کشی راه می‌افتد. اندوه‌گین می‌شوم وقتی می‌بینم «اندیشه»های ما اینقدر خشونت‌طلب و بی‌منطق برای حذف بیش از یک میلیارد انسان حکم صادر می‌کنند.

  2. راست میگی ،نگاهی با عمق بیش از 3000 سال (آیین های ابراهیمی) که بزرگترین دستاورد های بشر شک و روش علمی (نحوه تفکر) و لیبرالیسم(روش همزیستی) را به شدت محکوم میکند ، مخالفانش را گمراه ، نابینا و ناشنوا و نادان (کوردل) و پیروانش را بنده خود میخواند ، اجازه خروج هیچ کسی از آیینش را نمیدهد، مغز فرزند را ملک پدر میداند و فرمان آیینش در دست عده ای مفت خور است… و چند میلیارد انسان را از روز تولد به نام خودش سند زده و از جانبشان صحبت میکند شایسته حفظ و نگهداری است.
    اگر همین فردا به همه نا مسلمانان به اجبار مسلمان بلیط سفر به آلکاتراز بدهند معلوم میشود چند نفر مسلمان داریم، نه الان که هیچ کس اجازه صحبت آزاد ندارد، و آنهایی هم که میگویند، میمیرند .
    متاسفانه یکی از مضرات لیبرالیسم ، افزایش تحمل است که cult ها (اسلام، مسیحیت،یهود،نازیسم و… ) به خوبی ازش استفاده میکنند.
    خوشبختانه در ایران خبری از این حرف ها نیست و سران رژیم هم هی محکمتر به این رسن محکم چنگ میزنند،و به فضل الهی اسلام و این حکومت با هم متلاشی میشوند.
    عوام هم که دنباله رو ، هر طرف باد بیاد، بادش میدهند.
    در روزگار ساسانیان، زرتشتی،با اعراب ، مسلمون میشن، زمان سامانیان ایرانی ، زمان صفویان شیعه ، در جمهوری اسلامی هم ولایت شعار.

    پس نگران مسلمان کشی نباشید، چون آزادی یک آیین من درآوردی نیست که نیاز به ترور داشته باشد.

    باید نگران آخوند کشی باشیم، تا تنور داغ است هرچه میتوانیم از این انگل ها را برای نسل های آینده حفظ کنیم، مبادا فردا یکی بیاید بگوید اینها مرد خدا بوده اند .

  3. هر کسی که خطر اسلام را جدی نمی گیرد به خاطر این است که نسبت به آن شناخت ندارد. مشکل اینجاست که خود قرآن سرچشمه‌ی تعلیمات خطرناک و سمی اسلام است. من سالها درباره اسلام مطالعه کرده ام و جدا از آینده ای که شما تصور کردید می ترسم. به کسی که به نام مصطفا کامن گذاشته فقط می توانم بگویم ایشان گرچه ممکن است مسلمان زاده باشد اما قطعا شناختی نسبت به تعلیمات اسلامی و قرآن ندارد.

  4. آقا مصطفا کجای این نوشته حکم به حذف بیش از یک میلیارد مسلمان داده، همین کشورهای دمکراتیک که شما از آنها صحبت می‌کنید با باز کردن دروازه‌های خود به روی مسلمانان افراطی به نابودی کشیده خواهند شد، هزارو چهارصد سال نکبت اسلام ثابت کرده که هر وقت مسلمانان به قدرت برسند و توان حمله به جایی‌ را پیدا کنند، کاری را میکنند که با ایران و یمن و مصر سوریه و غیره کردند و موقعی که ضعیف هستند هم مظلوم نمایی میکنند. در ضمن آن مردم آزاداندیشی که شما با خوشبختی‌ از نداشتن نفرت نژادی در وجودشان صحبت می‌کنید، شوربختانه چیزی از حدود اسلامی و احکام سرقت، رجم، مساحقه،و کلماتی‌ مانند تفخیذ، ناشزه و غیره نشنیده اند. شما «اندیشه» را به خشونت طلبی متهم می‌کنید دوست عزیز، به شما توصیه می‌کنم کمی‌ قرآن بخوانید تا متوجه شوید که خشن کیست و خشونت چیست.

  5. ظاهرا آب و هوا و اوضاع ممالک خارجه! حسابی به مذاق آقا مصطفا چسبیده و ایشان را توهم برداشته که این «نعما ت غیر الهی» مثل دموکراسی یک شبه همچون «نعما ت الهی»مثلا کتاب مقدس از آسمان نازل شده است! راستی که سواره از پیاده خبر ندارد! نه عزیز من در لحظه لحظه «روان آزاد و بی استرس غرب» خون هزاران هزار «جردانو برانوی مرتد» و «گالیله طالب مغفرت کلیسا» و…جاری است(لازم است توضیح دهم که منظور این نیست که غرب مشکلات خاص خود را ندارد وبهشت است بلکه منظور بدیهیات زندگی است که حتی در خواب یک غربی هم رسوخ نمیکنه که میتواند نباشد مثل حق انتخاب رنگ لباس و…؟!) که بدلیل همان تجربه قدیمی ها که «پرخوری خرفتی میاره!» ظاهرا مصرف زیاد دموکراسی در کثیری از خود غربیان نیز فراموشی تاریخی آورده است(آقا مصطفی ما که جای خود دارد!) تا جایی که برای چند صبا منافع زود گذر مثل نفت و … دارند با آتش حماقت مسلمانان بازی میکنند.این پست بسیار بجا وعمیق بود و در آن «اندیشه ی بسیار» بود.ومن خطر را جدی میدانم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s