لحظه‌های نم‌ناک

چه فرق دارد؟ یا شبنمی پهنه برگ را تر کرده است یا سرشکی گونه را. به هرحال جای تو در لحظه‌های نم‌ناک خالی است. چگونه بگویم؟ تو را پتانسیلی نامرئی وساکن همواره دنبال می‌کند که از جنس نور نیست. جریان ندارد این تعقیب ذهنی. می‌خواهم که از دریچه چشمانم وارد شوی. حتی فقط برای لحظه‌ هم که شده، مثلا در یک لحظه نم‌ناک که آب صحنه را تار می‌کند، تو بر جریان سیال نور جاری شو . باید حرکاتی ازتو بر ذهنم بتابند. باید تو را دید. باید از نزدیک به نگاه گرم سرد شده‌ات اندیشید. نزدیک باید بود. لحظه‌های نمناک را نخشکان از دور!

آب‌ها بوی خاک می‌دهند این روزها. باید سوالی پرسید. باید از تو پرسید: کسی که آب را معنی می‌بخشید، کجاست؟ همین که ظاهر بشوی، خواهم دانست که سوالم خطا است و چشم‌ها خواهند گفت: کسی که زلال بودن را معنی می‌بخشد اینجا است.

Advertisements

2 دیدگاه برای «لحظه‌های نم‌ناک»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s