بازتاب شادی وبلاگ‌نویسان ایرانی برای پیروزی مردم لیبی در وب سایت گلوبال ویس

گلوبال ویس یک وب سایت بین المللی است که بازتاب دهنده نوشته های وبلاگ نویسان و رسانه های شهروندی در سراسر جهان است. این بار شادمانی و نگرانی‌های وبلاگ‌نویسان ایرانی برای مردم لیبی هم از طریق این وب‌سایت منعکس شده است. نکته جالب در مورد این انعکاس، توجه به لینک‌های بالاترین است. با نگاهی به لیست نوشته‌های مرتبط به شادی ایرانی‌ها برای مردم لیبی در این وب‌سایت، می‌توانیم ردپای موضوع داغ بالاترین در زمینه پیروزی مردم لیبی را ببینیم.

پ ن:

http://globalvoicesonline.org/2011/08/22/iran-tonight-the-islamic-regimes-generals-will-have-nightmares/

Advertisements

یک فکر در “بازتاب شادی وبلاگ‌نویسان ایرانی برای پیروزی مردم لیبی در وب سایت گلوبال ویس”

  1. هرکه این آتش ندارد نیست باد
    محمد شوری
    دیکتاتوری درهمه جا فقط یک ایدئولوژی دارد و آن تمرکز قدرت دریک فرد،و یا یک حزب است.

    درتونس جوانی خود را آتش زد و با آتش خود، فریاد در گلو نهفته وخفته مردم که از دیکتاتوری مطلقه فردی، خاموش ولی خشمناک بودند را شعله ورساخت.

    آتش است این بانگ نای و نیست باد

    هر که این آتش ندارد نیست باد

    شاه در 26 دماه 57 وقتی رفت در آخرین حرفش خطاب به مردم گفت:ای مردم صدای انقلاب شما راشنیدم!»بن علی» وقتی با آتشی که آن جوان تونسی در نیستان مردم انداخت مواجه شد، قول دمکراسی و انتخابات آزاد را داد.دیکتاتوری درهر جا،با هر مذهب و مرام با هر لباس و پوشش،با هر نژاد و زبان که باشد، یکی است.فقط یک ایدئولوژی دارد و آن تمرکز قدرت دریک فرد،و یا یک حزب.

    دیکتاتورها هیچ فرقی باهم ندارند. خواه سیاه باشند خواه سفید؛خواه سرخ و خواه زرد.خواه مسیحی باشند و خواه یهودی و خواه مسلمان. وقتی قدرت در وی متمرکز شد.مست ازباده آن، خدا را هم بنده نیست. دیکتاتور،دیکتاتور است. و هیچ دیکتاتوری انقلابی و اصلاح طلب نمی شود. چون جمع نقیضین محال است.اما در تاریخ ثبت شده است که برخی انقلابیون و اصلاح طلبان وقتی به قدرت رسیدند،دیکتاتور شده اند».دمکراسی»،«آزادی» و«عدالت»، مذهب مُدرنیتیه شدن کشورها و آدمهایش است. هیج دیکتاتوری، از هرزبان ورنگ و عقیده، نمی تواند ورود مُدرنیته را به کشورش مانع شود. مذهب مُدرنیته نیز چه بخواهد چه نخواهد، محصولش «تغییر»است.یعنی تغییر در ذاتش است. دست خودش نیست! و تغییر هم محصولش«تنوع» است. تنوع نیز با «تمرکز» تناسب ندارد. دیکتاتورها متمرکز هستند وتنوع طلبان را خوش ندارند.اما این شتری است که خواه نا خواه در خانه آنها خواهد خوابید.

    همه ادیان توحیدی، همه مکاتب بشری و تراوشات اندیشه انسانی، تا وقتی عدالت،آزادی ودمکراسی را برای مردمش محقق سازد،مقدس هستند. به قول آیت الله مرتضی مطهری«آنچه که موجب عدالت شود ،همان دین است،نه آنچه که دین می گوید عدالت».وگرنه افیون می شود. عدالت با آزادی عجین است و هردوی آنها با حق انتخاب که اسمش«دمکراسی» است، بدست می آید.و حق نیز گرفتنی است؛ نه دادنی. اما وقتی ادیان و مکاتب بشری توسط برخی،تمرکز زایی شود و درآن هیچ چرخش وتحول راه نداشته باشد و در دایره تنگ اندیشه اش، دور باطلی از خود را رکاب زند، فربه می شود.و همان نیز خود رانت برخی شده تا بواسطه آن فربه شوند. برای همین هم است که درتاریخ مشاهده شده است که برخی از انقلابیون تا به این رانت دسترسی پیدا کرده و فَربه شدند، از آن برای خود «جیب» اضافه دوختند.و لذت قدرت آنها را وا داشت تا بتوانند با توسل به زر،زور و تزویر بین مردم و آزادیخواهی و عدالت طلبی آنها جدایی و فاصله ایجاد کنند. ولی گاه درتاریخ الطاف خفیِّه ای خلق می شود،از همان الطاف خفیّه ای که امام خمینی که در فقد فرزندش آقامصطفی گفت،که سبب نوشته شدن آن یادداشت معروف وتاریخی از رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات شد و سرانجام آن سقوط سلطنت. آن جوان تونسی لُطف خفیّه مردم تونس است.آتشی بود در نیستان.

    بشنو از نی چون حکایت می کند

    وز جدایی ها شکایت می کند

    آنزمان نه امام ونه هیچ کس دیگر فکر نمی کرد مرگ یک نفر و نوشتن یک یادداشت چنین آتشی بر نیستان مردم ایران زند هم چنین رویدادهایی که پس از 22خرداد88 حادث شد، بدون آنکه موافق ومخالف حتی تصورش را بکند و یا میل و خواسته قلبی آنها باشد، شال سبز میر حسین را به جنبش سبز تبدیل کرد.»شال سبز» میرحسین موسوی فقط نشانه هویت هوادارانش بود و بس. اما برخی که در این 30 سال از قبل رانت قدرت فربه شدند و با تک اندیشه کردن دین، قدرت مطلقه را بدست آوردند تا بواسطه آن بهره اش فقط به جیب خودی ها رود و «خصوصی سازی» خصوصی شود، ولی بخاطر آنکه « جهان بینی قدرت» افزون خواه است و با تعدد و تنوع سرناسازگاری دارد،هر چه زمان گذشت از شمارگان خودی ها کم وبه شماره گان بی خودی ها افزوده شد.

    مذهب مُدرنیته مذهب تغییر است، بازگشت ندارد. مثل آب رودخانه است که وقتی وارد دریا شد، دریا می شود وقتی در اقیانوس حل شد،اقیانوس.منتها یکی شناگر خوبی است واز این مُدرنیته استفاده بهینه می کند و دیگری نا بلد.و وحشت از این تغییر او را در مسیر دیکتاتوری قرار می دهد. مدیریت نابلد وناآگاه که علاوه برآن افزون خواه هم باشد،میل به قدرت وترس از تغییر او را تبدیل به دیکتاتوری می کتد که سعی دارد با قوانین ماکیاولی مانع ورود این تغییر شود، مثلا قانون نظارت استصوابی وسیله ناصوابی است که تا مردم نفهمند در شهر چه خبر است؟!

    بقول زنده یاد دکتر علی شریعتی:»آنهافقط از«فهمیدن» تومی ترسند.از تن تو هر چقدر که قوی باشد،ترسی ندارند؛ از گاو که گُنده ترنمی شوی،میدوشندت! از خر که قوی تر نمی شوی بارت می کنند! از اسب که دونده تر نمی شوی سوارت نمی شوند.اما آنها فقط از فهیمدن تو می ترسند» آتش درنیستان مردم «فهمیدن» است.

    26دی ماه 89

    *(نویسنده و روزنامه نگار)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s