نمی‌توانم نگویم که چقدر برای لیبی خوشحالم و نمی‌توانم نگویم که چقدر نگرانم

نمی‌توانم این انگشت‌ها را بر کلیدهای کیبوردم فرود نیاورم. طرابلس سقوط کرد. دیکتاتوری دیگر می‌رود. گامی دیگر به‌سوی آزادی‌خواهی برداشته شد. با این حال، نمی‌توانم نگویم که نگران نیستم. نگران گروه‌های اسلام‌گرای تندرو در لیبی که ممکن است حکومت اسلامی تشکیل دهند. ممکن است آزادی‌خواهی و دمکراسی بار دیگر در خدمت تولید نوع تکامل یافته‌ای از دیکتاتوری درآید، مانند انقلاب 57 ایران.

ای کاش چنین نشود!

Advertisements

یک فکر در “نمی‌توانم نگویم که چقدر برای لیبی خوشحالم و نمی‌توانم نگویم که چقدر نگرانم”

  1. واقعا امیدوارم که اینطور نشه و مردم لیبی‌ هم در سایهٔ دموکراسی به آرامش و امنیت برسند.

  2. شما نگران مشکلات اقتصادی امریکا و احتمال قطعی جیره ات باش، بگذار به عهده خود مردم لیبی.

  3. » من اوت 22, 2011 در 12:06 ق.ظ.
    شما نگران مشکلات اقتصادی امریکا و احتمال قطعی جیره ات باش، بگذار به عهده خود مردم لیبی. »
    در جواب : مردم لیبی با کمک آمریکا تونستند اون قذافی بی شرف رو به لبه پرتگاه سقوط بکشانند. تو بهتره به فکر خودت باشی با اون ولی وقیحت که خیلی نمونده به سرنوشت قذافی دچار بشه و اون وقت مردم می دونند با جیره خورهایی مثل تو چکار کنند.

  4. دیروز فیلم مستند ۳۷ روز رو درباره دکتر بختیار دیدم و بعدش مطالب دیگری که بخاطر سالگرد قتلشون در سایتها اومده که همشون منو بردن به بهمن ۵۷ که البته من اونموقع ۵ سالم هم نبود. من هم امروز صبح که اخبار لیبی رو شنیدم زیاد خوشحال نشدم. وقتی آدم میبینه که دیوار انقلاب ۵۷ از همون اول کج بود باید هم نگران باشه که این بلا ممکنه سر هر مملکتی که تصمیم به انقلاب میگیره بیاد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s