مسعود بهنود و سه کلوچه تازه!

جناب آقای مسعود بهنود. قبل از هرچیز باید بگویم برای زحماتی که در پیشه روزنامه‌نگاری و عرصه تالیف کشیده‌اید احترام بسیاری قائلم و از این بابت بر شما درود می‌فرستم. با اجازه سریع بروم سر اصل مطلب در مورد سخنانتان در برنامه پارازیت. وقتی گفتید تاریخ را یک مجموعه پیوسته در نظر بگیریم و تنها به اینترنت بسنده نکنیم، یاد روزی افتادم که شروع به خواندن کتاب قطور و مفصل شما یعنی «از سید ضیا تا بختیار» کردم. یاد توضیح آغازینش که نوشته بودید تاریخ به هرحال کامل و بی‌نقص به ما نمی‌رسد و بخشی از آن از دست می‌رود. این حرف‌های آخر شما در یک دقیقه پایانی بود. پس از آن کمی به صحبت‌های قبلی‌تان در همان برنامه فکر کردم و ابری را که بالای سرم تشکیل شده بود و در داخل آن نوشته شده بود: ««داس و یاس» از «فرج سرکوهی»» را با عجله بر هم زدم و تصمیم گرفتم متنی بنویسم و آن ابرها را پشت گوش بیندازم.  صحبت از آن رای گیری در زمان شاه فقید کردید که تنها سه نامزد داشته و برای اولین بار شما با این‌که نظام استبدادی بود، رای دادید و بسیار خرسند بودید که همین حداقل از دمکراسی هم غنیمتی است. به نظر من شما زیرکانه این را مثال آوردید که بگویید به هرحال رای دادن خوب است پس ای مردم در انتخابات آینده هم بروید رای بدهید.

اما آن حکایتی که گفتید با حال و روز امروز ما بسیار متفاوت است جناب بهنود. بگذارید مسئله را روشن‌تر کنم. فرض کنید کلوچه خوردن یک حق شهروندی است که تا آن زمان شما نداشتید، در آن زمان سه نوع کلوچه تازه برای اولین بار بر سر میز شما گذاشتند. و با این‌که شما می‌دانستید که باید کلوچه‌های دیگری هم باشند، از همان حداقل‌ها استقبال کردید و آن کار را سرآغاز یک کلوچه‌خوری شیرین دانستید. اما امروز، به ما کلوچه می‌دهند که در عوض نگذارند آب بنوشیم، نگذارند، غذا بخوریم و در مواردی راه هوا را هم بر سینه‌ها می‌بندند. بعد هم می‌گویند این‌ها خود به دنبال کلوچه‌های ما می‌دوند پس این وضعیت مورد قبول حداکثری آحاد ملت است! در انتخابات پیشین گفتیم اگر آن کلوچه سبز را برداریم یحتمل دیگر این مصیبت‌ها نیست. برداشتیم و دیدیم خیر! باز هم از آن مصیبت‌ها هست! کلوچه را گاز زدیم و خون جوانان این مملکت در دهانمان فواره کرد! خب جناب بهنود، انصاف بدهید که آن کلوچه‌ها دیگر خوردن ندارد. این‌ها آن سه کلوچه‌ی تازه‌ای نیست که شما خورده بودید. الان امتناع ما، نشانه پشت پا زدنمان به دمکراسی نیست بلکه اتفاقا نشانه اعتراض به پشت پا زدن به دمکراسی و دست بردن در آرای مردم است.

Advertisements

40 دیدگاه برای «مسعود بهنود و سه کلوچه تازه!»

  1. سلام
    دوست عزیز براتون مقدور است با ارسال دعوتنامه ای زمینه عضویت من را در بالاترین فراهم کنید
    مدتهاست به دنبال آن هستم
    مرسی

  2. سلام. نسترن عزیز من در بالاترین فعالیت ندارم. اما اگر وبلاگ‌نویس هستید آدرس وبلاگتان را بدهید از دوستان جویا شوم.

  3. یک مشت کمونیست تروریست مادر جنده اجنبی و یک مشت مسلمان تروریست مادرقحبه بیگانه ریخته اند توی مملکت زندگی همه رو خراب کرده اند. تازه به هم اید می‌گوید:

    یک مشت کمونیست تروریست مادر جنده اجنبی و یک مشت مسلمان تروریست مادرقحبه بیگانه ریخته اند توی مملکت زندگی همه رو خراب کرده اند. تازه به هم اید ئولوژی ضد امپریالیستی هم یاد میدهند و به هم خط میدهند و بعضی وقتها با هم ائتلاف میکنند و سازمان مشترک تشکیل میدهند. کس مادر محمد و مارکس ، کون لق خمینی و کاسترو و کیم جونگ ایل . گمشید برید عربستان و کره شمالی و کوبا. یا اگه کونشو دارید برید مستقیما با آمریکا مبارزه مثلا ضد امپریالیستی بکنید که خواهر و مادرتون رو مستقیما بگاد. میخواهید حکومت جهانی اسلامی یا حکومت جهانی کمونیستی درست کنید، خیر سرتون برید یه جای دیگه درست کنید. از این به بعد تا وقتی اینجا باشید و دهنتون رو باز کنید فحش خواهر و مادر میخورید. یک نفرتون به اندازه هزار نفر سرو صدا میکنه . میخواهید زندگی ما رو خراب کنید ما هم تو اید ئولوژی و دین تون می شاشیم. ریدیم تو اسلام و کمونیسم تروریست.
    ما کشورمان را میخواهیم و همین امروز هم میخواهیم.

  4. دوست من، بسیار نوشته شما رو دوست داشتم و کاملا درک می کنم، در یکسال اخیر از ایران خارج شدم و این مسئله ای که اشاره کردید رو به تازگیها از خودم می پرسم، از خودم می پرسم که من که پارسال رای دادم (البته به کروبی) و بعد رفتم ختم بهشتی، بعد رفتم نماز جمعه و بعد مصلا و بعد رفتیم روز قدس! و کارهائی رو که نکرده بودیم انجام دادیم یک چیز یاد گرفتیم و اون این بود که یکی از راههای مبارزه تائید حرکات دیکتاتور بود. نکته ای که شما گفتید رو متوجه می شم و چون یکساله که در ایران نیستم حق ندارم نظر بدم و شعار بدم و می فهمم که موسوی و کروبی رو گرفتن و الان رای دادن خیلی احمقانه است، ولی راستش آرزوم اینه که اگر اونجا بودم دوران انتخابات آینده رو به فریاد موسوی موسوی می گزروندم و با مرگ بر دیکتاتور امید دموکراسی داشتم وهنوزم ته دلم آرزو می کنم قبل از انتخابات کل جمهوری کثیفشون بترکه! ولی هنوز نمی شه شاید گفت که باید رای داد یا نه؟ شاید هنوز زود باشه برای تصمیم؟

  5. همه این فحشها به اندازه یک کار مفید و عملی به درد نمی خوره. دوست عزیز حتی اگه روی یه اسکناس می نوشتی من کشورم را می خوام بهتر از فحشهای خواهر و مادر بود

  6. مصاحبه آقای بهنود بسیار جالب بود، مثلا وقتی کامبیز پرسید شما اصلاح طلب هستید گفت من در تمام نظام ها اصلاح طلب هستم، بنظر من باید صحبت های آقای بهنود را دوباره شنید، مطالب ایشان بعنوان یک روزنامه نگار کهنه کار عمق بسیاری داشت…

  7. سلام دوست کلوچه پز عزیز
    شما که لالایی بلدی و انور مرزها نشستی و تئوری میدی
    لازم به ذکر بدونی مردم بخوبی جواب شما هارو تو این 33 سال انقلاب دادن و خواهند داد
    دموکراسی در هیچ جای دنیا مثل ایران نیست که شما رای نیاری بگی چون من رای نیاوردم پس تقلب شده و تنها مدرکتم این باشه که من بچه تبریزم یا داماد خرم آبادیا.

  8. نظام اسلامی، مملکت اسلامی، این آحاد ملت، پاسخ محکم به دشمنان این مردم، توطئه‌های دشمنان، مزدورهای بی جیره و مواجب … :))
    بابا بس کنید این حرفا رو. بفرما کلوچه بخور ساندیس خالی بده!

  9. DASTANE OGHAB VA KALAGH AST,
    KALAGH BA HAR KESAFAT VA GOOSHTE GANDEEDEH VA ASHGHALY TAGHZEEYE MIKONAD VA BE ZENDEGY NEKBAT BARASH EDAME MIDAHAD, VA ALBATEH SALHAYE ZIADY HAM ZENDEGI MIKONAD.
    OGHAB HAMISHE BA SHEKAR VA GOOSHTE TAZE KHODASH RA SEER MIKONAD, VA ALABATEH ZENDEGY KHEYLY KOOTAHTARY AZ KALAGH DARAD.

    AGHAYE BEHNOOD YEKI AZ KALAGHHAYE IRANI HASTAND ,KE TEDADESHAN KAM HAM NIST

  10. آقای بهنود مثل اینکه صد بار هم از یک جا گزیده بشوند باز حاضرند امتحان کنند. بحث کلوچه شما کاملا درست هست.
    من حتی فکر میکنم که ما ایرانیها به دلیل فترت تاریخی (یا همان بی غیرتی به زبان عامیانه) دایما به دنبال توجیه روشهای پر خفت هستیم در صورتیکه کشورهای عربی بدون بحث های تئوریک وارد کارزار با دیکتاتور ها شده اند و بسیاری هم کشته داده اند.
    دایما توجیه ما این است که خشونت باعث خشونت می شود ولی آیا عدم خشونت با این روند چیزی جز نابودی ایران و ایرانی به دنبال دارد؟

  11. آنچه گفتید بسیار بر حق بود این ما هستیم که با پوست و گوشت و استخوان خود حقارت را لمس می کنیم و می دانیم با ادامه این روند تنها این حقارت را به میراثی ابدی برای فرزندانمان تبدیل خواهیم کرد. قطعا فردای روز انتخابات مجلس، اخبار گوی صدا و سیما میزان مشارکت را 99 درصد اعلام خواهد کرد اما من می دانم، تو میدانی و همه می دانیم که آنچه در این 2 سال اتفاق افتاد با تمام آنچه در تاریخ این مرز و بوم اتفاق افتاده متفاوت بوده، خونهای زیادی ریخته شد،امیدهای زیادی نا امید شد و فردایمان در پناه این امام زمان نابود شد. اما با آنچه از مردمم دیده ام متاسفانه در درستی سخنان آقای بهنود که با نوعی تمسخر هم همراه بود شکی ندارم که باز هم ما مردم در دقیقه 90 به خاطر هزار و یک دلیل حاضر شویم لکه ننگ بردگی در شناسنامه هایمان ثبت شود امیدوارم آنچه در این سالها دیدم فردای انتخابات اسباب شرمندگی آقای بهنود و بسیاری دیگر از تحلیل گران را که ایرانیان امروز را بردگان بی مزد و منت جمهوری اسلامی می دانند فراهم سازد.
    از شما ممنون که این سخنان آقای بهنود را بازتاب دادید شب گذشته با شنیدن لحن تمسخری که در صدای ایشان بود بر روزگار سیاه خودمان گریستم.
    به امید فردایی روشن همراه با آزادی

  12. بنظرم آقاي بهنودديشب بجز جوابي که در مورد اصلاح طلب بودنش داد بقيه ي پاسخ ها رو خوب نداد، در مورد انتخابا تهم موافقم ما هم در دوسال پيش حکومت چهار کانديدا معرفي کرد و راي بدهيد مردم به يکي راي داند و باز حکومت در بين کانديداهاي خوش دموکراسي را رعايت نکرد، در ضمن در مورد مثل کلوچه و… بنظرم چندان مثال خوبي نبود، بيشتر مسئله رو پيچوند
    موفق باشيV

  13. اگه تو نگی برین رای بدین کی بگه !!!
    سگ سرمایه و ارتجاع
    کاش معنی کلمه وقاحت رو میدونستی
    بعد 5000 سال روزنامه نگاری .

  14. سایت گوگل تا چند روز دیگر نظر سنجی در مورد نام خلیج فارس را میبندد در این نظر سنجی عرب ها دارند خیلی نزدیک میشوند لینک ذیل صفحه مربوطه است
    http://www.persianorarabiangulf.com/index.php
    دوستانی که در بالاترین عضو هستند لطفا اطلاع رسانی کنند

  15. آقای بهنود واقعن خواب تشریف دارن. برم رای بدم که هر چی آشغال نظامه فرداش بگن دیدید مردم بعد از فتنه 88 فهمیدند نظام درست می گفته. رای بدم که عباس کارگر جاوید برا خودش بشکن بزنه. برم رای بدم در حالیکه مجید توکلی ها هنوز در زندانند و تسلیم نشدند. جواب زندانیای سیاسی را چی می خوای بدی اقای بهنود!؟
    می دونید در این یک سال حقوق جیره خورای خودشون را افزایش بسیاری دادند تا اونا را وابسته به خودشون نگه دارند، رای بدم که این جیره خوران باتون به دست فخر فروشی کنند برای محبوبیت نظام.
    آقای بهنود فکر کنم لندن و در کنار رود تایمز بد نگذره. وقت کردی یه سر تشریف بیارین ایران.
    اقای بهنود اگه دوس داری در سفارت ایران رای بدی اختیار خودته ولی خواهشن نقش احمقی را بازی نکن که به نفع جمهوری اسلامی تموم شه

  16. رای تو را نمی خواهند که بدانند چه می خواهی ، رایت را می خواهند تا لگدمالش کنند. بودنت را برای نابودیت می خواهند که اگر نباشی چیزی برای نابود کردن نخواهند داشت. مرده به کارشان نمی آید ، باید زنده باشی تا از جان دادنت لذت ببرند. صدای خس خس نفسهایت هنگامی که پایشان را بر گلویت فشار می دهند از هر چیزی برایشان شیرین تر است و اشکهای مادران سوگوار آنان را به اوج می برد. هنگامی که بدن های بی جان فرزندان این سرزمین را می بینند به خود می گویند: » ببین ما چه نیرومندیم».
    ضحاک خون می خواهد. بوی خون تازه مستش می کند. اگر نزدیکت ایستاده نه برای این است که دوستت دارد، که بوی خون به مشامش رسیده است.

  17. در خصوص برنامه جنبش سبز یک راه کار خوب به ذهن من رسیده است. بهتر آن است با توجه به اینکه تمامی اکثریت برو بچه های جنبش سبز از لحاظ وضعیت مالی در حالت مطلوبی قرار دارند (اگر وضعیت مالی هم خوب نباشد می توان با پس انداز برای این جنبش کاری کرد) بیایند و کار اطلاع رسانی را به سطحی برسانند که غیر قابل آسیب دیدن از ناحیه گروه فشار و حکومت و حتی نیروی انتظامی و حتی وزارت اطلاعات، حتی خود خامنه ای قرار بگیرد. به این نحو که بیایید از امکانات اداره پست استفاده کنیم. کارمندان اداره پست می شوند پرسنل نامه بر ما. هر سرباز جنبش سبز در هر توانی که می تواند پاکت نامه تهیه کند. کار بعدی نوشتن یک سری آدرس های فرستنده دروغین بر روی این پاکت نامه ها است. برای نوشتن آدرس گیرنده می توانید به یکی از محله های دیگر از شهر یک مسافرت کوتاه کرده و اسم و آدرس یک کوچه یا چند کوچه را یادداشت کنید. کافی است که به پلاک های پستی آن کوچه نامه بفرستیم. نامه حس بسیار خوبی می دهد. چرا تا زمان های طولانی تری از یک مثلا تماس تلفنی باقی می ماند. تازه فرد می تواند نامه رسیده را به سایرین هم نشان بدهد. مضمون نامه ها می تواند هر چیزی باشد. بحث های مظالم ( یعنی شرح ستم ها )، عکس هایی از صحنه های کتک زدن مردم. بحث های انتقادی، و هر چه که به عنوان یک سرباز جنبش سبز با فکرتان به نظر می رسد که به همشهری و دوستتان برسد باعث خواهد شد او را به هشیاری رسانده و در دل او امید ایجاد و عدم ترس و اطمینان ایجاد کند ( تا به ما بپیوندد ) را می تواند شامل شود. حتی بعضی ها می توانند در این نامه ها اعلام زمان و مسیر تظاهرات بعدی را اشاعه بدهند. می شود کاریکاتورها و نقد های تصویری و عکس های معنا دار را که به وفور دراینترنت است را با این طریق به اطلاع عموم مردم رساند.
    کافی است که با یک هماهنگی موج ارسال نامه را بصورت موج مکزیکی همزمان و هماهنگ انجام داد.
    در سالهای دور که می خواستند تغییرات اساسی اینجاد کنند دستگاه های استنسیل و به روش های آن زمانی تبلیغ کار انجام می شد ولی الان می توان با پست کردن نامه ها به سراسر کشور اطلاع رسانی را که هم اکنون فقط در لایه کامپیوتر داران کشور قرار دارد به لایه های عمیق تر کشور یعنی همه مردم رساند. اگر چاپخانه در اختیار دارید یا دستگاه کپی، از آنها استفاده کنید و تیراژ کارتان را به هزاران نسخه برسانید. بدانید اگر پاکت نامه ها هیچ نشانه رویی برای تفکیک نداشته باشند توسط اداره پست به سهولت به مقصد می رسند بدون هیچ ریسکی از سوی شما. فقط کافی است در هر صندوق پست 10 الی 20 پاکت نامه را بریزید. هیچ وقت همه پاکت ها را یک صندوق پستی نریزید. از محله ها مختلف پستی برای شناسایی نشدن استفاده کنید. در تمام مراحل تهیه پاکت نامه ها از دستکش استفاده کنید. در هنگام ریختن آنها در صندوقها مراقب باشید کسی در حال پاییدن شما نباشد. فقط آن تعدادی که قرار است مستقیم در صندوق بریزید را همراه خود ببرید تا کسی نتواند چیزی را از خود شما به دست بیاورد. در هنگام ریختن نامه ها هیچ رد و اثری از نامه ها در منزل باقی نگذارید. اگر در حین پست نامه ها دستگیر شدید همه چیز را انکار کنید. یادتان باشد از لحاظ حقوقی هیچ کس حق ندارد مطالب داخل نامه های شما را بازدید و جستجو کند. درهر حال اگر تغییر در سطح کشور می خواهید تا زمانیکه از جیب هزینه نکنید و مفاهیم عمیق صلح و دوستی جنبش سبز را به همه مردم توضیح ندهید هیچ تغییری رخ نخواهد داد. برای ارسال نامه ها حتی می توانید به شهرستان ها نامه بفرستید. بدانید که: همه مردم ایران، همه مردم ایران هستند. فقط در این صورت قادر خواهید بود تعداد افراد حاضر در تظاهرات های خیابانی را زیاد تر کنید. همین کار حکومت را به زانو در خواهد آورد. به امید موفقیت. فراموش نکنید که ما بیشماریم.

  18. ممنون اندیشه جان از نوشته خوبت. واقعا جای شما در بالاترین خالیست. امروز لینک این نوشتتو در بالاترین دیدم با کلی نظر. کاش اونجا بودی و با نظرات خوبت از نوشته خوبت دفاع میکردی
    پاینده باشی

  19. مثال کلوچه بسیار زیبا بود تشبیه درستی است ال اینکه یادمان نرود امثال اقای بهنود با دفاع از اصلاح طلبی نظام 8 سال فرصت را از دست کسانی ربود که به وی باور کردند. من انتخابات را زمانی که آزادی نیست استقلال انتخاب نامزد دلخواه را نداریم بسیاری ازکاندیدا شدن محرومند و نظارت استصوابی وجود دارد و مهمتر از همه همه کاندیدا ها باید التزام بدهند به قبول ولایت فقیه یعنی مقامی که اغلب بدبختیهای ما زیر سر اوست چرا رای خود ر بی ارزش کنم و در یک نظام دیکتاتوری در صندوق بیندازم. من جزو تحریم کنندگان بودم و تا زمانی که این نظام برجاست نیز تحریمش میکنم.چرا که به نظر من انسان بایستی برای رای خود ارزش قائلم باشد. رای دادن در یک نظام دروغگو و فاسد بی اعتبار کردن منزلت خود است. من تنها 1 بار آنهم به اولین رئیس جمهور رای دادم چون انتخابات سال 58 وقعا آزاد بود و بر سر رای خودم هم هستم . اقای بنی صدر منتخب واقعی ماست و هنوز دو سال از دوره اش را طی نکرده و با کودتایی که کردند نگذاشتنبرنامه اقتصادیش را اجرا کند .از اینرو من وجدانا دستم نرفت به کسی دیگر رای دهم. چون همه به غیر از و ملتزم به ولی فقیه شدند.
    از نوشته شما باز سپاسگزارم

  20. بنده ضمن احترام به دیدگاه مخالفان آقای بهنود باید عرض کنم
    دموکراسی یه شبه به دست نمیاد همین آقایان که منع دموکراسی می کنند همیشه همین بودند اگر در رای گیری های قبلی شرکت نمی شد هیچ وقت یک پله با خاتمی یک پله با موسوی کشور جلو نمی رفت حتی آمدن احمدی نژاد یک پله به سمت دموکراسی است قبول کنیم که بهنود درست گفت حتی اگر احمدی نژاد دیگر بیاید تجربه اجتماعی یک قدم به جلو می رود من مدافع مملکتم هستم و بهنود یکی از مفاخر اهل قلم است اگر نویسنده ای همطراز او را نقد نماید به نظر او احترام می گذارم دموکراسی یعنی همین اما با حرف مفت دموکراسی بدست نمی آید (داداش کامی گرگان)

  21. من خودم تو انتخابات به کروبی رای دادم. اون زمان خیلی بحث شد و دلایلی بود که نشان می داد جامعه تکان خواهد خورد. الان شرکت در انتخابات بی معنی است. حکومت در این زمینه به سیم آخر هم زد. به علاوه حتی اصلاح طلبان داخل سیستم دارند از موسوی و کروبی و جنبش سبز اعلام برائت می کنند. بفرمایید شرکت در این انتخابات چه سودی می تواند داشته باشد؟

  22. البته با بهنود مصاحبه کردن کاری مشکل هست اما کسی که فلسفه اش این باشد که همون که شاه از 3 تا نماینده رستاخیز به ما لطف داشته که یکی را اتنخاب کنیم معلوم هست که چقدر خالی هست دیگر نبایستی با او کلنجار رفت لیاقت و ظرفیت او همین است و بدبخت نظامی که او را زندانی سیاسی هم کرده بوده البته همین هم که زندانی کشیده باید ازش تشکر کرد البته انتظاری هم نیست که هم بر انداز باشند اما تو خالی بودن هم حدی داره حقوق بی بی سی هم برای اجر زندان شما حاجی بهنود

  23. فرهنگ
    من فکر میکنم اعتبار پارازیت با مصاحبه با بهنود رو به افول خواهد گذاشت
    ودر هفته های آتی با اینهمه کامنت های تنفر از بهنود شخصیت زشت این هفته
    و آن هفته و هفته های دیگر خواهد بود.

  24. دوست عزیز من نمی خواهم از آقای بهنود دفاع کنم ولی مطمئن باشید اگه اون هم نگه باز مردم ما در انتخابات شرکت می کنند مطمئن باش این انتخابات و انتخابات دیگر در این حکومت زیر 50 درصد نمیاد که هیچ بالای آن میشه همیشه چون مردم ما به اون بلوغ فکری واجتماعی نرسیدن

  25. شاید چنین باشد که گفتید. با این حال ما نباید از دامن زنندگان به این روند باشیم. اگر معتقدید که بلوغ در سطح کافی نیست، کمک کنید بشود.

  26. دوست گرامی شنیدن حقایق از زبان استاد بهنود بسیار برایتان گران امده است. و از این درد به خود میپیچی.عزیز من مگر ما ایرانیها چه بذری را کاشته ایم که امروز بخواهیم محصول انرا درو کنیم. ببینید من وشما پای کامپیوتر نشسته ایم ومانند کبکی سر خود را در میان برف فرو کرده ایم .واقعیت اجتماع با دیدگاه من وشما متفاوت میباشد. ما باید بپذیریم که ما ایرانیان دارای ثبات شخصیتی و اخلاقی نیستیم و اگر تاریخ حداقل یکصد ساله رامرور کنیم میبینیم که همیشه دونده سرعت بودهایم ونه استقامت. اگر به هر ملتی به اندازه این سی و دو سال و بخصوص دو ساله اخیر اینهمه ظلم شده بود ،به خدا حقوقشان را میگرفتند ولی افسوس که ما اندازه یک سیب زمینی هم اراده نداریم. پزشک فوق تخصصی را میشناسم که به اظهار خودش به خاطر این که شناسنامه اش مهر بخورد در همه انتخابات شرکت میکند.عوامزدگی در پوست و گوشت ما رخنه نموده است. بله حق با اقای بهنود است…..متاسفانه

  27. والا این بهنود را که من می شناسم ، اگر بهش بگن یکی هست به نام سید علی خامنه ای که رهبر جمهوری اسلامی هست و خودش رو کاندیدای رئیس جمهوری هم کرده و هیچ رقیبی هم نداره و در صورت انتخاب شدن هم گفته خواهر و مادر تو ( مسعود بهنود ) را یکی می کنه ، باز هم میگه چه خوب ، بریم بهش رای بدهیم ، من ( مسعود بهنود ) از رای دادن خیلی خوشم می آید.

  28. دوست عزیز به عقیده من باید نشست و منصفانه به سخنان آقای بهنود فکر کرد،تاریخ گذشته پیشکشمان،همین 10 سال اخیر را به خاطر بیاویم،دوره خاتمی و انتخابات بعد از آن،تحریم کردیم،خواستیم اعتراض کنیم،خواستیم مشروعیت نظام را زیر سوال ببریم،اگر مسئله مشروعیت نظام است،به راستی دو سال پیش که رای دادیم مشروعیت نظام بیشتر زیر سوال رفت یا 6سال پیش که تحریم کردیم؟ دو سال پیش حرف برای گفتم و اعتراض مردن داشتیم یا 6 سال پیش؟ از آن مهمتر من نمی فهمم چرا از الان که هنوز وضع مشخص نیست و معلوم نیست این سری برای داغ شدن تنور انتخابات و گروهی از مردم را کشاندن پای صندوق رای حکومت چه در پیش خواهد گرفت، باید بنشینیم و از الان هی بگوییم ما رای نمی دهیم ما تحریم میکنیم،مگر نه این است که دقیقا حکومت همین را می خواهد….دموکراسی و آزادی ساختنی است نه بدست آوردنی…..رای ندهیم،تحریم کنیم،که اعتراض کنیم؟به چه؟به که؟مگر اعتراضمان را نشان نداده ایم؟در واقع هدفمان چیست؟آیا واقعا رای ندادنمان بهتر از رای دادنمان است؟ می خواهیم انقلاب کنیم؟ دوباره خشونت؟دوباره دیکتاتوری دیگر،با این فرهنگی که ما داریم؟!!
    همه نشسته ایم خانه پای کامپیوتر و فیس بوک و هی یک چرخه را تکرار می کنیم هی جو می دهیم….حافظه تاریخی مان که کاملا فرمت می شود هر سال چون ملت احساساتی و جو گیری هستیم،یکی هم که می آید حرف خودش را می زند و نظرش را محترمانه به دور از هر گونه خط دادان و جو دادن بیان می کند نوک پیکان را سریعا تیز می کنیم سمتش… کاش حرفهای امروز بهنود و حرفهای 6-7 سال پیش همین آدم را بگذاریم کنار همه اتفاقاتی در 10-15 سال اخیر افتاده،بگذاریم کنار حرفهای همه سیاسیون جو زده ای که بیرون نشسته اند می گویند لنگش کن،یا سخنان نا پخته ای که تاریخ مصرف دارد، و عاقلانه با توجه به بافت فرهنگی و سطح آگاهی جامعه و از همه مهمتر کلا روند دست یافتن به دمبوکراسی و …. بعد تصمیم بگیریم.

  29. یه نظر من نظر ایشون در مورد انتخابات مجلس می تونه درست باشه. حتی اگه کلان شهرها رو در نظر نگیریم باز هم در بسیاری از شهرها و روستاها این انتخاب مهمه و معمولا چون مردم کاندیدا رو کاملا می شناسن حالا به عنوان دوست یا فامیل یا هم قبیله ازشون حمایت می کنند و رای می دن

  30. هر یک از ما ممکن است به دلایلی از مصاحبه بهنود خوشمان نیامده باشد. خود من آن را مصاحبه ی یخی خواندم. حالتش با کامبیز، نگاه از بالا به پایین بود. یعنی که تو هنوز خیلی بچه ای. نه انگار دارد با یک برنامه طنز صحبت می کند. وقتی هم که گفت یک دقیقه وقت داری هر چی می خواهی بگویی، میگه من نصیحت نمی کنم، کی گفت که نصیحت کن، نصف زمان یک دقیقه را صرف کرد که بگه من نصیحت نمی کنم. ولی از همه ی اینها که بگذریم توی کامنت های بالا، بگذریم از یکی که داغ کرده بود و شر و ور گفته و اصولا فحش دادن خصوصا فحش خواهر و مادر خاصیت خنک کردن داره (که به عنوان یک زن متاسفم که همیشه این خواهر و مادر هستند که مورد عنایت شما آقایان واقع می شوند) به هر حال داشتم می گفتم که توی کامنت ها یکی مثل فرهنگ مهدوی یک دفعه میاد میگه اصلا بهنود مورد تنفر واقع شد، پارازیت با این مصاحبه کارش خراب میشه، بیایید شخصیت زشت را بهنود انتخاب کنیم. بابا، آخه چرا با یک غوره سردیتون میکنه با یک کشمش گرمی. اشتباه حرف زده بیا حرفاشو نقد کن، دیگه نفرت و شخصیت زشت و این حرفا یعنی افراط و تفریط . یعنی یا از آن سر خط می افتیم یا از این سر. به هر کی که اعتقاد دارید بیایید یک کمی تعادل را بیاموزید. یک کمی تمرین مدارا کنید، که وقتی سخن خلاف می شنوید اینهمه منفجر نشوید. تحمل دگراندیش، تمرین مدارا، چیزی که زنده یاد مختاری می خواست به ما یاد بدهد و جمهوری اسلامی می دانست چه کسی را دارد از بین می برد، کسی که زیربنایی میخواهد مردم را درست کند.
    چند کامنت بالا، همین را می گوید دونده استقامت نیستیم، اراده نداریم، مصلحت اندیشیم، حقیقت را فدای مصلحت می کنیم، می رویم رای می دهیم چون می ترسیم فلان منافعمان به خطر بیفتد. هیچ چیزمان تناسب ندارد، یکی برای آزادی جانش را تقدیم می کند، یکی حاضر نیست چندغاز اضافه کاری اش را بدهد. از خودمان شروع کنیم. نقد خود و تمرین دمکراسی

  31. من ضمن مخالفت کامل با موضع آقایان امثال خاتمی بهنود کدیور مهاجرانی و نهایت احترام و تایید بزرگوارانی همچون زید آبادی تاج زاده باقی وهمه ی بزرگواران در بند و حصر می خوام بگم;
    به نظرم ما میتونیم ضمن اینکه رای هامونو تو زباله دونی این حکومت نندازیم میتونیم از فضای انتخابات برای حرکتهای اعتراضیمون تو خیابون استفاده کنیم دوستان..
    مهم اینه که از هر فرصتی به نفع خودمون و رسیدن به آزادی استقبال کنیم و اینو بدونیم که ما حرکتی هستیم که دو ساله خوابو از چشم مخالفامون گرفتیم هممونم میدونیم که هر وقت خواستیم از موضع قدرت وارد شدیم
    ما سبزیم ما زیادیم و پیروزیم..
    خداوند با صابرین است عزیزان. V

  32. hدنبال تحریم نباشید

    دنبال تحریک باشد . آگاهی بخشی کنید توی توده های مردم

    انتخابات بهترین زمان برای آگاه بخشی توده های نا اگاه است

  33. به نظرم تا انتخابات زمان زیادی مانده و به جای احساسی تایید یا رد کردن یک نفر یا یک تفکر باید عقلانی بحث کنیم، بحث کنیم که هدف ما اصلا الان چیه؟ راههای رسیدن به این هدف به نظرمان چیه؟ چقدر از این راهها مقدور و شدنی و چقدر بیشتر رویایی و خیالی است؟ هزینه و فایده هر عمل و هر راه چه است؟ و در نهایت انتخابات به طور کلی و انتخابات آینده (شرکت در آن و یا تحریم آن) چه جایگاهی می تواند در برمامه ریزی های ما داشته باشد. و در ضمن به نظرم باید گوشه نگاهی هم به تحولات درون حکومت و باند احمدی مشایی و … داشت که شاید از آنها هم بهره ای برد.

  34. از افرادی مثل آقای بهنود که کشور انگلستان و bbc را برای ادامه زندگی انتخاب کرده اند جز این انتظار نمی رود. ایشان پیچیده گیهای ذهنی شان و کندی رفتارشان تمام عیار یادآور سیاست استعمار پیر است که گویا از این حکومت خیلی کمتر از دیگر کشورها متضرر شده است.

  35. نمیدانم چرا ما ایرانیها عادت داریم حرفهای افراد را به نوعی ترجمه کنیم و طبق میل خودمان برداشت کنیم .در حالیکه بعضی وقتها حرف خیلی اشکار است و بار پنهانی ندارد .مثلا در مورد جواب اقای بهنود در مورد انتخابات .ایشان گفتند نظام در این سی سال تکنیکهایی یاد گرفته ونشان داده که میتونه تا 50در صد را بپای صندوقها بکشه و 10 در صد هم خودشون شرکت میکنند.خوب این نظر ایشونه نه تشویق به رای دادن ونه بر عکس .چرا این را به اشکال مختلف تعبیر کنیم.حالا اگر بیشتر مردم هم شرکت نکنند همین سپاهیها و بسیجیها و فامیلهاشون به اضافه مقداری تقلب و بوق و کرنا کافی نیست .

  36. اقای گرامی مردم حق رای شون ضایع شده و به دنبال حق رای و حق دخالت مردم آمدند بیرون و اعتراض کردند و قصدشون تغییر حکومت نبوده… با تغییر حکومت باز کسانی میایند که یه عده دیگه مخالفشون هستند… رای ندادن در انتخابات کاری پیش نمیره… پیشنهاد مردم روز های انتخابات بیرون بریزند و در خواست کنند نماینده های خودشون به قدرت بر گردند و خواستار انتخابات سالم باشند… 
    آقا یه دعوت نامه بالاترین برام می فرستی…

  37. دوستان ،
    در نظام جمهوری اسلامی رای دادن دقیقا آب ریختن به آسیاب دشمن است. در حال حاضر انتخابات در جمهوری اسلامی با توجه به وضعیت گزینشی کاندیداها و وجود شورای نگهبان به هیچ وجه نشان دهنده سلیقه و نیازهای مردم نیست و فقط یک نوع تبلیغ برای نظام جمهوری اسلامی است. به نظر من مردم نباید در انتخابات فرمایشی شرکت کنند ، ولی این عدم شرکت در انتخابات باید به صورت گسترد و بالای 90% جمعیت واجد رای دادن را تشکیل دهد.
    اما بعضی از دوستان معنی عدم شرکت در انتخابات را با ساکت نشستن یک می دانند. به نظر من همین انتخابات فرمایشی هم فرصتی برای مردم است که هر چه بیشتر مطالبات خود را بیان کنند. حتی به نظر من فرصتی است که حداقل در روز انتخابات عده کثیری از مردم به عنوان کسانی که نمی خواهند رای دهند در جلوی مراکز انتخاباتی جمع شوند و به کل انتخابات و کسانی که می خواهند رای دهند اعتراض کنند. در هر صورت عدم شرکت در انتخابات فرمایشی را نباید با ساکت نشستن و بی تفاوت بودن اشتباه کرد. ما در انتخابات به صورت گسترده شرکت نمی کنیم ولی از شرایط موجود برای بیان اعتراض خود به رژیم باید استفاده کنیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s